
پروژه معماری در pdf دارای 139 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است
فایل ورد پروژه معماری در pdf کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه و مراکز دولتی می باشد.
این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی پروژه معماری در pdf ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پروژه معماری در pdf :
بخشی از فهرست پروژه معماری در pdf
عنوان صفحه
مقدمه 1
(بررسی زمینه های عام فلسفی دیکانستراکشن)
فصل اول
معماری دیکانستراکشن 7
فصل دوم
معماری فولدینگ 25
فصل سوم
معماری پیدایش کیهانی – غیرخطی 41
3-1 نظریه آشفتگی 45
3-2 هندسه نااقلیدس، فراکتال 47
3-3 نظریه پیچیدگی 49
3-4 معماری پرش کیهانی 51
3-4-1 ضوابط معماری پرش کیهانی 55
فصل چهارم
تالار موسیقی والت دیسنی کار فرانگ گهری (معماری پرش کیهانی) 64
4-1 تاریخچه 65
4-2 روند طراحی 66
4-3 طراحی اکوستیکی 68
4-4 روند طراحی سازه ای 70
4-5 روند برنامه ریزی و زمان بندی پروژه 75
4-6 فضاسازی و جانمایی 76
4-7 نمای بیرونی 78
فصل پنجم
زاهاحدید 82
5-1 پیش درآمد 83
5-1-1 زاهاحدید و مدرنیته 86
5-2 بینش و رو معماری زاهاحدید 95
5-2-1 برآمدن طرح از زمینسار 97
5-3 معرفی دو کار انجام شده بر اساس بینش و روش معماری زاهاحدید 105
5-3-1 ال.اف.وان (لندسکار تنشا 1999، وایل آم راین آلمان 105
5-3-2 پارک- سوار هونهایم شمالی، استراسبورگ فرانسه 113
5-4 نکاتی درباره معماری زاهاحدید (در دوره ملالت) 119
مؤخره 132
منابع 136
مسلمات و معتقدات ما شکننده و ناپایدار است خود در دامن هرمنوتیک مدرسه ای به نام دکانستراکسیون پدید آورد. در هرمنوتیک ما دریافته بودیم که هیچ تفسیر نهایی وجود ندارد چه افق های مبتنی بر سنت که فهم را امکان پذیر می سازد در مواجهه با موضوع شناخت همواره تغییر می یابد. به هر حال دکنستراکسیون ریشه های خودش را به طور مستقیم در هرمنوتیک و طرح پرسش وجود هیدگر از سویی و فراتر از آن در فلسفه نیچه و هگل دارد در آثار دریدا برای نخستین بار فلسفه و معماری دکانستراکسیون با هم آشنا می گردند .
پرسشی که درهرمنوتیک مدرن مطرح می شود این است که هنر از جمله هنر معماری در ذات خود چیست ؟ فردوسی بزرگ ماگفته است ((هنر برتر از گوهر آمد پدید)) آیا هنر گوهری دارد ؟ ذات آن چیست ؟ جوهرش چیست ؟ ارسطو در این زمینه که آیا هنر تعلیم دادنی است یا نه مطالبی مطرح می کند. آیا ذات اثر هنری را می توان به حوزه درک علمی و یا فلسفی فرا خواند؟ هرمنوتیک سخن ارسطو را به چالش دوباره فرا می خواند: به نظر می آید هنر ورای حصول و یا حتی حضور است. هنر ذاتی دارد که نه تنها به تعلیم علمی نمی آید که به تعلیم فلسفی نیز هنر غایتش در خودش است، لذا اینکه هنر چیست را نمی توان جز در هستی خود هنر درک کرد. از سویی آفرینش هنر اصیل است، به معنای واقعی کلمه یعنی از اصل و در اصل است چه هنر از آفرینش جدا نیست ، پس هنر و گوهر یکی است . از سوی دیگر در مقایسه با گوهر حقیقت از گوهر برتر است و هنر و حقیقت یکی است. حقیقت یعنی انکشاف و کشف حجاب و هنر نیز همان کشف حجاب وجود است.
از دیدگاه هگل که اولین فیلسوفی است که فلسفه هنر را به صورت سیستماتیک طرح می کند هنر بخشی از خود آگاهی است الا اینکه این خود آگاهی متعلقش اندیشه نیست بلکه صرف آفرینش هنری است.البته زایندگی هنری را می توان در مفاهیم فلسفی (philosophische begriffen ) بیاوریم اما هنر خود مفهوم نیست و انعکاس مطلق در هنر به شیوه تجلی مفهومی نیست . در سیر و تحول تاریخی، به اعتقاد هگل؛ روح و ایده مطلق با توسل به مفهوم ها، که حکایتی پشت هم دارند را درک می کند . در نظر هگل این فیسلوف و نه هنرمند است که آگاه از مفهوم طبیعت است و هم اوست که به جوهر هنر واقف است و از آفرینش هنری چون آفرینش طبیعی به نحو تام و تمام آگاهی دارد و آن خود آگاهی که با توسل به مفهوم به وجود می آید دارد .هرمنوتیک گادامر تا حدودی وفادار به درک فلسفی هنر در ایده آلیسم دیالکتیکی است .
دانلود این فایل

لیست کل یادداشت های این وبلاگ