
دانلود تحقیق شریعتی pdf دارای 29 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است
فایل ورد دانلود تحقیق شریعتی pdf کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه و مراکز دولتی می باشد.
این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی دانلود تحقیق شریعتی pdf ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن دانلود تحقیق شریعتی pdf :
زندگینامه
دکتر علی شریعتی در سال 1312 در روستای مزینان از حوالی شهرستان سبزوار متولد شد. اجداد او همه از عالمان دین بوده اند.... پدر پدر بزرگ علی، ملاقربانعلی، معروف به آخوند حکیم، مردی فیلسوف و فقیه بود که در مدارس قدیم بخارا و مشهد و سبزوار تحصیل کرده و از شاگردان برگزیده حکیم اسرار (حاج ملاهادی سبزواری) محسوب می شد. پدرش استاد محمد تقی شریعتی (موسس کانون حقایق اسلامی که هدف آن «تجدید حیات اسلام و مسلمین» بود) و مادرش زهرا امینی زنی روستایی متواضع و حساس بود. علی حساسیتهای لطیف انسانی و اقتدار روحی و صلاحیت عقیده اش را از مادرش به ودیعه گرفته بود. علی به سال 1319 در سن هفت سالگی در دبستان ابن یمین، ثبت نام می کند، اما به دلیل بحرانی شدن اوضاع کشور ـ تبعید رضا شاه و اشغال کشور توسط متفقین ـ خانواده اش را به ده می فرستد و پس از برقراری آرامش نسبی در مشهد علی و خانواده اش به مشهد باز می گردند. پس از اتمام تحصیلات مقدماتی در 16 سالگی سیکل اول دبیرستان (کلاس نهم نظام قدیم) را به پایان رساند و وارد دانشسرای مقدماتی شد. در سال 31، اولین بازداشت علی که در واقع نخستین رویارویی مستقیم وی با حکومت و طرفداری همه جانبه او از حکومت ملی بود، واقع شد. در همین زمان یعنی 1331 وی که در سال آخر دانشسرا بود به پیشنهاد پدرش شروع به ترجمه کتاب ابوذر (نوشته عبدالحمید جوده السحار) می کند. در اواسط سال 1331 تحصیلات علی در دانشسرا تمام شد و پس از مدتی شروع به تدریس در مدرسه کاتب پور احمدآباد کرد. و همزمان به فعالیتهای سیاسیش ادامه داد. کتاب «مکتب واسطه» نیز در همین دوره نوشته شده است. در سال 1334 پس از تاسیس دانشکده علوم و ادبیات انسانی مشهد وارد آن دانشکده شد. در دانشکده مسئول انجمن ادبی دانشجویان بود در همین سالهاست که آثاری از اخوان ثالث مانند کتاب ارغنون (1330) و کتاب زمستان (1335) و آخر شاهنامه (1328) به چاپ رسید و او را سخت تحت تاثیر قرار داد. در این زمان فعالیتهای سیاسی ـ اجتماعی شریعتی در نهضت (جمعیتی که پس از کودتای 28 مرداد توسط جمعی از ملیون خراسان ایجاد شده که علی شریعتی یکی از اعضا آن جمعیت بود). آشنایی او با خانم پوران شریعت رضوی در دانشکده ادبیات منجر به ازدواج آن دو در سال 1337 می گردد. و پس از چند ماه زندگی مشترک به علت موافقت با بورسیه تحصیلی او در اوایل خرداد ماه 1338 برای ادامه تحصیل راهی فرانسه می شود. در طول دوران نحصیل در اروپا علاوه بر نهضت آزادیبخش الجزایر با دیگر نهضتهای ملی افریقا و آسیا، آشنایی پیدا کرد و به دنبال افشای شهادت پاتریس لومومبا در 1961 تظاهرات وسیعی از سوی سیاهپوستان در مقابل سفارت بلژیک در پاریس سازمان یافته بود که منجر به حمله پلیس و دستگیری عده زیادی از جمله دکتر علی شریعتی شد. دولت فرانسه که با بررسی وضع سیاسی او، تصمیم به اخراج وی گرفت اما با حمایت قاضی سوسیالیست دادگاه، مجبور می شود اجرای حکم را معوق گذارد. وی در سال 1963 با درجه دکتری یونیورسیته فارغ التحصیل شد و پس از مدتی او به همراه خانواده و سه فرزندش به ایران بازگشت و در مرز بازرگان توسط مأموران ساواک دستگیر شد.
شریعتی معلم انقلاب
به کارگیری عبارت «شریعتی معلم انقلاب» از طرف انقلابیون در سال های دوران انقلاب اسلامی بر اساس آگاهی و تعلق خاص به اندیشه و آرمان های او بود. کسانی که این شعار را به کار می بردند نه از کسی دستور گرفته بودند و نه قصد جسارت به دیگری را داشتند.
دکتر علی شریعتی یکی از اندیشمندان جامعه اسلامی ایران است که بیش از اینکه به شرایط بعد از انقلاب و تحول بیندیشد، به شرایط و زمینه های قبل از تحول و فرآیند تحول اندیشیده است زیرا او ضمن اینکه فرزند زمان خود بود و تحت تاثیر شرایط پیرامونی اش قرار داشت، نمی توانست حدس بزند که نتیجه حرکتی که خود او هم بخشی از آن بود، چه خواهد شد. او کمتر می توانست به نوع نظام سیاسی بعد از انقلاب فکر کرده باشد. البته او حتماً از نتایج انقلابات محقق شده- انقلابات کمونیستی و لیبرالی در قرن های گذشته- اطلاع داشت.
بدین لحاظ هم هست که او را می توان یکی از منتقدان اندیشه و آرمان و نظام کمونیستی دانست، همان طور که منتقد اصلی آرمان لیبرالیستی غربی و گرایشات ملی گرایانه افراطی بود. حرکت او در میان اندیشه های جاری جلوه خاصی یافت و مخاطبان فراگیر پیدا کرد. او در عصر مطلق گرایی به نقادی مکاتب بزرگ و پرطرفدار پرداخت و در زمانی که سخن از اسلام حداقل در محافل آکادمیک دون شأن استاد و دانشمند و متفکر دانسته می شود با تمام وجود به بیان باور تمام عیار از اسلام و آن هم اسلام شیعی اقدام کرد و حرکت او موجب شد تفکر و فضای معنایی جدیدی تولید شود و هواداران موجود و لاحق را به نوع خاصی از عمل فراخواند.
به کارگیری عبارت «شریعتی معلم انقلاب» از طرف انقلابیون در سال های دوران انقلاب اسلامی بر اساس آگاهی و تعلق خاص به اندیشه و آرمان های او بود. کسانی که این شعار را به کار می بردند نه از کسی دستور گرفته بودند و نه قصد جسارت به دیگری را داشتند. در ادامه اینکه خمینی رهبر ماست، استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی، به گفتن شریعتی معلم انقلاب می پرداختند.
به کارگیری همه این شعارها با یکدیگر به طور وسیعی حکایت از معنی و اراده خاصی در میان مردم بود. کمتر دیده شد که در راهپیمایی ها کسی به بیان این شعار اعتراض کند. از شریعتی به عنوان رهبر انقلاب یاد نمی شد بلکه تاکید بر معلم انقلاب بود. از طرف دیگر، هرگز گفته نمی شد که او تنها معلم انقلاب است. در این صورت انقلابی که دامنه ظهور و شکل گیری و توسعه یی فراگیر داشت، می توانست معلمان دیگری هم داشته باشد، همان طور که معلمان دیگری هم داشت. گفته می شد شریعتی هم معلم انقلاب است. البته مدعیان این شعار در اول دانشجویان مسلمان بودند و بعدها از طرف اکثریت مردم هم تکرار می شد. فراگیری شعاری خاص حکایت از اثرگذاری پنهان شریعتی در حوزه فرهنگ و اندیشه جامعه بود. از این بحث می توان به یک نتیجه عمده و اساسی دست یافت؛ شریعتی معلم انقلاب اسلامی بود نه معلم شرایط بعد از انقلاب. معلمی او به راهنمایی قشر تحصیلکرده برای حضور و مشارکت فعال در انقلاب اسلامی بود. بحث ها و دیدگاه های او بسیاری را مجاب کرده بود در این حرکت بزرگ شرکت کرده و هماهنگ با دیگران صدای ضدیت با استبداد و ظلم را سر دهند. در این زمینه کمتر شکی وجود دارد. عدم وجود شک برای کسانی بود که این شعار را به کار می بردند. البته کسانی هم بودند که از ذکر این شعار اجتناب می کردند. در نتیجه شک در معلم بودن شریعتی در انقلاب داشتند. آنها این داعیه را قبول نداشتند. عده یی در زمان حیات شریعتی نیز با او مخالف بودند. او را مبلغ وهابیگری می دانستند. عده یی او را منشاء سکولار شدن می دانستند. عده یی از سکولار ها و بی دین ها هم به دلیل اینکه شریعتی نگاه انتقادی نسبت به مارکسیسم و علم گرایی و ملی گرایی افراطی و خیال پردازی ها داشت، او را مورد لعن و نفرین با ادبیات علمی و دانشگاهی قرار داده بودند. آنها او را درس نخوانده می دانستند در حالی که می دانستند او شاگرد برجسته ترین صاحب نظران علوم اجتماعی زمان بود. عده یی او را مبلغ اسلام انقلابی و مدرن می دانستند.


دانلود مقاله تاثیر اقلیم بر کالبد بادگیرهای خانه آقازاده ابرکوه و خانه فکری بندر لنگه pdf دارای 14 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است
فایل ورد دانلود مقاله تاثیر اقلیم بر کالبد بادگیرهای خانه آقازاده ابرکوه و خانه فکری بندر لنگه pdf کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه و مراکز دولتی می باشد.
این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی دانلود مقاله تاثیر اقلیم بر کالبد بادگیرهای خانه آقازاده ابرکوه و خانه فکری بندر لنگه pdf ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن دانلود مقاله تاثیر اقلیم بر کالبد بادگیرهای خانه آقازاده ابرکوه و خانه فکری بندر لنگه pdf :
چکیده
بادگیر یکی از عناصر معمارانه است که با رویکرد اقلیمی در معماری بومی مناطق گرم و خشک و گرم و مرطوب ایران احداث گردیده و به صورت کانالی عمودی در سیمای برخی شهرها خودنمایی می کند. تا قبل از اختراع کولر برقی و گسترش آن در شهرهای مختلف، از بادگیر در ابنیه مسکونی استفاده می شده است و هنوز هم می توان باقی مانده این بادگیرها را در دو اقلیم گرم ومرطوب جنوب در شهر بندر لنگه و اقلیم گرم و خشک نواحی مرکزی مانند ابرکوه مشاهده کرد. هدف این مقاله مقایسه ای است میان بادگیرهای خانه آقازاده و خانه فکری در دو اقلیم متفاوت و تاثیر اقلیم در شکل دادن به این عنصر را نشان می دهد. که مهم ترین عنصر اقلیمی در این مناطق باد می باشد. لذا روش تحقیق از نوع توصیفی- تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات، از منابع اسنادی و بررسی نمونه های موردی و مقایسه بین آن ها انجام پذیرفته است. و در نهایت نتایج بدست آمده در جدولی ارائه گردیده است.
واژههای کلیدی
خانه آقازاده، خانه فکری، بادگیر، اقلیم
-1 فاطمه جعفرزاده، دانشجوی کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، گروه معماری، فارس، ایران E-email: samira.jafarzadeh@ymail.com
-2 اسماء زردشت، دانشجوی کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، گروه معماری، فارس، ایران E-email: zardosht_ asma@yahoo.com
-3 نهال اقتصادی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد بیضا، باشگاه پژوهشگران جوان و نخبگان، بیضا، ایران E-email: nahal.eghtesady@yahoo.com
1
مقدمه
تمدن های مختلف جهان سبک ها و روش های معماری مخصوص به خود را با توجه به شرایط خاص آب
هوایی همان منطقه بکار می بردند. آنها به نفع خود از شرایط محیطی استفاده کرده، به وسیله آفتاب، باد و آب، خانه ای راحت تر و مرفه تر ساختند. اما از زمان انقلاب صنعتی به نظر می رسد ما این شکل معماری را کنار گذاشته ایم و از روش های مصنوعی برای تامین شرایط آسایش در ساختمان استفاده نموده ایم که این روش علاوه بر گران بودن باعث تخریب محیط زیست نیز می گردد. لذا دوباره توجه معماران و دست اندرکاران صنعت ساختمان به سمت بهره گیری هرچه بیشتر و بهتر از منابع تجدیدپذیر برای گرمایش و سرمایش ساختمان معطوف گردیده است. یکی از این منابع، نیروی باد می باشد که عامل مهمی در تبادل دما، رطوبت و انتقال ذرات معلق است. این امر علاوه بر آسایش فیزیکی و آرامش روانی، همچنین می تواند عاملی در کاهش مصرف سوختهای فسیلی باشد. اهمیت باد در طرح و ساخت محیط مسکونی از دیرباز مورد توجه بوده و یکی از دستاوردهای موفق معماری سنتی ایران در این زمینه (استفاده از باد) ساخت بادگیر بوده است. این بادگیرها با اشکال مختلف در شهرهای مرکزی و جنوب ایران ساخته شده که هر کدام بر حسب ارتفاع و جهت باد مطلوب طراحی و اجرا شده اند. این مقاله مقایسه ای است میان بادگیر خانه های آقازاده ابرکوه در اقلیم گرم و خشک
خانه فکری بندر لنگه در اقلیم گرم و مرطوب و تاثیر اقلیم را در شکل دادن به این عنصر نشان می دهد و لذا بیشتر بر جنبه ریخت شناسی تکیه دارد که خود مسائل بسیاری را آشکار می کند. ریخت شناسی، نه تنها مطالعه اشیاء مادی و فرم آنها است؛ بلکه جنبه های پویای آن به صورت نیرو یا عمل انرژی نیز می باشد( د.
تامپسون)
-1 تقسیمات اقلیمی ایران:
با توجه به تعدد مناطق جغرافیایی در ایران، می توان به اقلیم های متفاوت با خصوصیات ویژه ای دست یافت. محققان ایرانی تقسیمات گوناگونی بر اساس روش کوپن ارائه داده اند که می توان به روش دکتر گنجی استناد کرد. بر اساس روش وی، اقلیم ایران به چهار منطقه تقسیم می شود:
-1 اقلیم معتدل و مرطوب( سواحل جنوبی دریای خزر) -2 اقلیم سرد و کوهستانی
-3 اقلیم گرم و خشک
-4 اقلیم گرم و مرطوب
-1-1 اقلیم گرم و خشک:
در این اقلیم که اکثر مناطق نیمه استوایی را شامل می شود در اثر وزش بادهای مهاجر که از جنوب غرب و شمال غرب به طرف استوا در حرکت هستند، هوا بسیار خشک است. تابش مستقیم آفتاب در این مناطق شدید می باشد به گونه ای که آسمان این مناطق در بیشتر اوقات فاقد ابر است. رطوبت کم و نبودن ابر در آسمان باعث می شود که دامنه تغییرات دمای هوا در این مناطق بسیار زیاد شود. با توجه به پراکندگی عوارض جغرافیایی در فلات مرکزی، این منطقه شامل دوبخش آب وهوایی نیمه بیابانی و بیابانی است.
2
-1-2 اقلیم گرم و مرطوب:
سواحل جنوبی ایران که توسط رشته کوههای زاگرس از فلات مرکزی جدا شده اند اقلیم گرم و مرطوب کشور را تشکیل می دهند. رطوبت هوا در تمام فصول سال در این مناطق زیاد بوده به همین دلیل اختلاف درجه حرارت هوا در شب و روز در فصول مختلف کم است. تفاوت دما هوا روی خشکی و دریا باعث بوجود آمدن نسیمهای دریایی و خشکی می شود.
-2 معنای لغوی بادگیر
در لغت نامه دهخدا بادگیر به معناهای زیر آمده است:
دریچه و روزنی که برای باد در خانه سازند. خانه ای که از هر چهار طرف بادگیر جهت رسیدن باد داشته باشد. عمارتی بسیار مرتفع که بر بالای خانه ها سازند و رخنه ها به هر طرف گذارند تا از هر طرف که باد آید داخل در آن خانه گردد. مخرجی بلند چون تنوره بر بالای بنا وعمارتی به سبک خاص که باد از آن پیوسته به زیر فرو شود و هوا برای تهویه و خنک شدن جریان داشته باشد، جای گذار باد، محلی بادگیر. جایی که بیش تر باد در آنجا افتد. محلی که باد بر آن مستولی باشد .[1]
هم معنای بادگیر واژه های دیگری نیز آمده است:
• بادخور: دریچه ای باشد برای گذر بادخصوصاً در سقف خانه. دریچه ای که در بالای عمارت جهت تجدید هوا قرار دهند. سوراخی برای درآمدن هوا. خانه تابستانی.
• بادپروا: خانه ای را گویند که بادگیر داشته باشد . خانه ای را گویند که باد در آن آید و آن را بادخوان و بادخن و بادخون گویند. گذرگاه باد.
• بادرس : خان های را گویند که از هر چهار طرف آن باد آید. جایی که از هر طرف باد به آنجا رسد. جای گذر باد.
• بادغر: به معنای بادغد است که خانه تابستانی و بادگیر باشد. جایی بود که در او باد بجهد. خانه تابستانی بود که دریچه ها ی بسیار دارد تا باد درجهد و بادغر نیز گویند. خانه تابستان ی باشد که آن را بادگیر گویند که پیوسته در آنجا باد خن ک بجهد. جاییکه از هر طرف باد به آنجا بوزد. بادگیر که در سق ف اتا قهاست. جای گذر باد. بادگیر خانه تابستانی است و گذرگاه باد و باغس و بادغن به همان معانی است. خانه تابستانی که در آن باد خنک بوزد. طنبی. خانه بادگیردار .
• بادغد: جاییکه از همه طرف باد آید. جاییکه در او باد گذرد و مقام ی که از آن، باد از هر جانبی برسد و آن عمارتی است مخصوص و مشهور و اصحح بادغر است. خانه تابستانی، خانه بادگیردار. خانه ای که در اطراف آن بادگیر ساخته باشند.


دانلود تحقیق الگویی از رفتار معقول دو جنس مخالف pdf دارای 12 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است
فایل ورد دانلود تحقیق الگویی از رفتار معقول دو جنس مخالف pdf کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه و مراکز دولتی می باشد.
این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی دانلود تحقیق الگویی از رفتار معقول دو جنس مخالف pdf ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن دانلود تحقیق الگویی از رفتار معقول دو جنس مخالف pdf :
نوشتار حاضر تحت عناوین زیر سامان یافته است :
الف ) مدخل بحث
ب ) طرح آیات مربوطه
ج) درسهایی از الگوی قرآنی در ارتباط دختر و پسر
د) جمع بندی و نتیجه گیری
الف) مدخل بحث :
در مقدمه نوشتار ، برای ورود به بحث تأمل بر روی نکاتی چند در رابطه با مفهوم الگو ضروری می نماید :
1 ) واژه الگو را مرحوم دهخدا در لغت نامه ، در معانی سر مشق ، مقتدی ، اسوه ، قدوه ، مثال ، نمونه آورده است . و در اصطلاح ، آلن بیرو ، الگو را بدین نحو تعریف نموده است :
الگو آن چیزی است که شکل گرفته و در یک گروه اجتماعی به این منظور که به عنوان مدل یا راهنمای عمل در رفتارهای اجتماعی به کار می آید ، حضور می یابد . از دیدگاهی هم کارکردی و هم _ روانی _ اجتماعی باید گفت الگو ها آن شیوه های زندگانی هستند که از صوری فرهنگی منشأ می گیرند .
افراد بهنگام عمل بطور طبیعی با این الگو ها سروکار دارند و اعمال آنها با این الگوها تطابق می یابند .
2 ) واژه الگو ( pattern ) که کاربردی در علوم اجتماعی و تربیتی دارد ، از سوی بعضی محققین معادل و مترادف واژه اسوه گرفته شده که در فرهنگ دینی و اسلامی مستعمل است .
مثلاً گفته می شود که اسوه نیز همچون معادل فارسی الگو ، علاوه بر آنکه بر نمونه های عینی و مصادیق خارجی امور و مفاهیم اطلاق می شود ، به معنی طرحها و روشهای عمل و سلوک نیز می باشد . و حال آنکه بعضی دیگر معتقدند که اگر اسوه ها را افرادی بدانیم که از افق های بلند و بسیار دور دست ، مردمان اعصار مختلف را تحت تأثیر خود قرار می دهند . در سطحی محدود تر می توان از الگوها یاد کرد که در محیط خویش با دیگران تفاوت دارند و می توانند نمونه های عینی برای سر مشق گرفتن نوجوانان و جوانان باشند.


دانلود مقاله عوامل سازمانی موثر بر اخلاق کار pdf دارای 20 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است
فایل ورد دانلود مقاله عوامل سازمانی موثر بر اخلاق کار pdf کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه و مراکز دولتی می باشد.
این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی دانلود مقاله عوامل سازمانی موثر بر اخلاق کار pdf ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن دانلود مقاله عوامل سازمانی موثر بر اخلاق کار pdf :
مقدمه:
موضوع اخلاق و اخلاقیات از بدو تولد بشر تا این زمان که عصر تکنولوژی و اطلاعات میباشد مطرح بوده است و مسئلهای نیست که بتوان آنرا در زندگی اجتماعی و زندگی سازمانی نادیده گرفت.
اهمیت این مسئله امروزه بیشتر شده است بویژه درخصوص سازمانها که ملزم هستند خود را علاوه بر پاسخگو بودن در قبال اعضای سازمان و افراد ذینفعش، در قبال جامعه نیز پاسخگو بدانند و به همین خاطر بحث مسئولیتهای اجتماعی و سازمان و استاندارهای جهانبینی اصول اخلاقی – انسانی در اکثر دنیا بسیار مهم میباشد.
این تحقیق حاوی یک بررسی اجمالی از اخلاق کار، بحث تاریخی از مفهوم اخلاق کار و سپس بررسی نظریههای مدیریتی، روانشناختی و جامعهشناسی درباره اخلاق کار است.
هدف از این تحقیق بررسی عوامل سازمانی مؤثر بر اخلاق کار در سازمانهای دولتی به منظور بالا بردن اخلاق کار و اصلاح فرهنگ و ارزشهای رایج در جامعه در ارتباط با کار میباشد.
اهمیت و ضرورت بررسی موضوع:
در دو سال اخیر بسیاری از مسئولین تأکید فراوانی بر تقویت وجدان کار در میان افراد جامعه داشتهاند تا حدی که یکی از پیامهای نوروزی مقام معظم رهبری به این امر اختصاص یافت از سوی دیگر مسئولین کشور نیز به تناوب به لزوم گسترش فرهنگ کار و تولید و شناخت عوامل خروج از کم کاری و بیعلاقگی نسبت به کار تأکید نمودهاند. در پیام رئیسجمهور به اولین سمینار تکامل فرهنگ کار در سال 75 نیز به ضرورت بازنگری در فرهنگ کار در جامعه ایران در راستای برنامه توسعه اقتصادی اجتماعی کشور تأکید شده است. در قسمتی از پیام رئیسجمهور به این سمینار آمده است «اهتمام دستگاههای فرهنگساز جامعه در زدودن سنتهای غلط و اصلاح و گسترش احترام و ارزش کار و توجه مردم به کار و تلاش، تأثیر شایستهای خواهد داشت.
در بررسیهای به عمل آمده میزان بهرهوری در کشور بنا به نظر اکثر کارشناسان اقتصادی پایین است و لازم است فقدان فرهنگ و اخلاق کار مناسب در جامعه به عنوان یک معضل اقتصادی، اجتماعی تلقی گردد و برای شناسایی بهتر وضع موجود از نظر فرهنگ و اخلاق کار و عوامل مؤثر بر آن مطالعات و بررسیها چه به صورت تحقیق و چه به صورت گفتگو در میان اندیشمندان انجام گیرد.


دانلود مقاله مولانا جلال الدین محمد مولوی pdf دارای 16 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است
فایل ورد دانلود مقاله مولانا جلال الدین محمد مولوی pdf کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه و مراکز دولتی می باشد.
این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی دانلود مقاله مولانا جلال الدین محمد مولوی pdf ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن دانلود مقاله مولانا جلال الدین محمد مولوی pdf :
مولانا جلال الدین محمد مولوی
6ربیع الاول سال 604هجری قمری:« مولانا جلال الدین محمد مولوی» عارف ، متفکر و شاعر پرآوازه ایرانی متولد شد. او از اهالی بلخ بود اما همراه پدر به قونیه رفت و سالیان متمادی در این شهر زندگی کرد. مولانا درحلب و دمشق ، مسند وعظ و خطابه داشت. درقونیه تدریس می کرد و دراین ایام بعد از آشنایی با شمس تبریزی روحش پریشان و آشفته شد و تدریس را رها کرد. مردم قونیه و شاگردان مولانا شمس را از قونیه بیرون راندند اما بار دیگر بر پریشانی مولانا افزوده شد. سرانجام شمس به قونیه بازگشت اما در سال 645 هجری قمری ناپدید شد و تا ابد داغ هجر او بر دل محزون مولانا نشست. از آن پس مولوی به تهذیب نفس پرداخت و سرودن مثنوی را آغاز کرد. از دیگر آثار این شاعر پرآوازه « فیه مافیه ، کلیات شمس و مجالس سَبعِه» را می توان نام برد.
خلاصه شرح حال مولوی از بستان السیاحه
عالم عامل و عارف کامل صاحب علم الیقین مولانا جلال الدین محمد بن محمد بن الحسین البلخی قدس سره مولود شریفش در قبه الاسلام بلخ از بلاد خراسان در ششم ربیع الاول سنه 604 هجری روی نمود. پدران آنجانب از علما و فضلای کبار آن دیار بوده اند. گویند مولانا در کودکی به هر سه یا چهار روز یک بار افطار می نمود و در سن شش سالگی با والد خود مولانا بهاالدین محمد ملقب به سلطان العلما او را اتفاق سفر افتاد . مولانا بهاالدین در نیشابور با جناب
شیخ فریدالدین عطار قدس سره ملاقات نموده جناب شیخ کتاب اسرار نامه را که یکی از مولفات خود بود به مولانا جلال الدین عنایت فرمود و به مولانا بهاالدین گفت که این فرزند را گرامی بدار زود باشد که از نفس گرم آتش به سوختگان عالم بزند. سپس مولانا بهاالدین جناب شیخ را وداع کرده عازم بیت الله الحرام گردید و به بغداد آمد و در بغداد بزرگان و دانشمندان لوازم احترام نسبت به آن جناب به جای آوردند مولانا بهاالدین در آنجا مدت یک ماه تفسیر بسم الله فرمود
چنانکه تقریر روز اول به ثانی نسبت نداشت . جمعی که طرف سلطان علاالدین کیقباد سلجوقی از کشور روم به دارالخلافه بغداد آمده و آن تقریر دلپذیر را استماع نموده بودند چون به روم بازگشتند از مناقب مولانا آنچه مشاهده کرده بر سلطان عرضه داشتند. سلطان را در غیاب اعتقادی راسخ در حق وی پدید آمد و تمنای ملاقات مولانا را داشت. تا اتفاقا مولانا را عزیمت حجاز افتاد و از آنجا به طرف شام عبور فرمود و در آنجا مولانا سید برهان ترمذی که از مریدان و همراهان وی بود رحلت نمود و در حین وفات به مولانا بهاالدین وصیت کرد که شما به طرف روم عزیمت فرمایید که جهت شما در آنجا فتوحی باشد . مولانا قبول نموده به
مدینه ارزنجان آمده در خانقاه عصمتیه تاج ملک خاتون عمه سلطان علاالدین نزول فرمود و پس از مدتی اقامت به طرف روم رهسپار گردید. چون به صحرای قونیه رسید سلطان با جمیع اکابر و ارکان دولت مولانا را استقبال نموده به شهر درآورند و به منزلی که در خور آنجناب بود در آورده و خدمات به جای آوردند. در آن اوان مولانا جلال الدین به سن 14 سالگی بود و در آن صغر سن از علمای بزرگ به شمار می آمد . چون والد بزرگوارش در سنه 631 رحلت نمود مولانا به موجب
وصیت والد بر مسند افاده قدمت گذاشت و لوای نشر علوم و درس فنون و امر معروف و نهی از منکر برافراشت و ذات ملک صفات او را از ریاضات و مجاهدات و مکاشفات روی داد و به صحبت حضرت خضر (علی نبینا و آله السلام) رسیده و جمعی کثیر از عرفای عصر را ملاقات نمود آخرالامر نمود به خدمت تاج العارفین مولانا شمس الدین تبریزی رسیده و ارادت او را از جان و دل برگزید وبا یکدیگر در خلوت صحبت داشتند . مولانا طریقه سماع و فرجی و وضع دستار به مثابه ایشان ساخت و همین ترتیب او علم معرفت بر سر عالم بر افراشت جنانکه خود می فرماید :
هزاران درج و در آرد بناگوش ضمیر من از آن الفاظ وحی آسای شکر بار شمس الدین
ز عقل و روح ها بگذر حجاب عقل بر هم در دو سه منزل از آنسوتر ببین بازار شمس الدین نقل است که چون شمس الدین در عالم طلب سیاحت می کرد به مدمت بابا کمال الدین جندی قدس سره رسید و مرید او گردید . روی بابا به شمس فرمود : باید بروم رفته در آنجا سوخته ایست وی را مشتعل گردانی بنا به فرموده بابا، شمس الدین به روم آمد و مولانا جلال الدین را ملاقات فرمود . ملاقات شمس الدین با مولانا را اخبار مختلف است. از جمله چون شمس الدین به روم آمد و مولانا را ملاقات نمود مولانا در کنار حوضی نشسته و کتابی چند در نزد او بود شمس الدین از مولانا پرسید این چه مصاحف است ؟ مولانا گفت :اینها را قیل و قال گویند تو را با آنها چکار . شمس الدین کتابها را در آب انداخته و مولانا را متحیر ساخت . مولانا از روی تاسف و تاثر روی بدو کرده و گفت ای درویش
چندین علوم بود که دیگر یافت نمی شود فاسد و ضایع ساختی . شمس الدین دست دراز کرده کتابها را از آب بیرون آورد بدون آنکه آب در آن اثر کرده باشد. مولانا از این مشاهده پرسید : این چه سری بود که به ظهور پیوست ؟ شمس الدین فرمود :که این از ذوق و حال است تو را از آن چه خبر؟ پس از این مولانا مرید شمس الدین گشت و تا مدت شش ماه در خلوت با یکدیگر صحبت می داشتند تا اینکه دوستان مولانا شور و غوغا بر آورده طعن وتشنیع به شمس الدین زدند که سرو پا برهنه شکم گرسنه ای ظهور نموده مقتدای مسلمانان را گمراه کرده است . شمس الدین ناچار به صوب تبریز روان گردید و مولانا را سوز عشق زبانه کشید و در فراق شمس الدین اشعار سوزناک گفتن گرفت و بالاخره طاقتش طاق شده به سوی تبریز شتافت و پس از زحمات زیاد مطلوب را دریافت و به اتفاق
به روم بازگشته چندگاهی خالی از اغیار مشغول صحبت شدند باز حسودان غوغا بر آوردند. این بار شمس الدین به طرف شام فرار نمود مولانا در فراق او قرار و آرام نداشت و پس از چندی مولانا فرزند خود بهاالدین ولد را به شام فرستاد تا شمس الدین را به شام بازگرداند و بنا به خواهش و تمنای مولانا دوباره شمس الدین به روم بازگشت و پس از مدتی معاندین او را کشته و در چاهی انداختند. مولانا بنا به خوابی که دیده بود جنازه شمس الدین را از چاه بیرون آورده در محلی مدفون ساخت . آورده اند مولانا بعد از واقعه حایله شمس الدین پیوسته اندوهناک و بی قرار بود تا اینکه خاطر حزین خود را به صحبت و تربیت حسام الدین چلپی که یکی از شاگردان و مریدان خاص و محبوب و منظور او بود معطوف ساخت و کتاب مثنوی مشهور را بنا به استدعای وی به رشته نظم درآورد و به نور هدایت جان گمراهان ضلالت را از ظلمت جهالت برهانید. الحق کتابی بدین نظم و نسق به زبان فارسی چشم زماه ندیده و گوش روزگار نشنیده به مرتبه ای مقبول و مطبوع عرفا گردیده که شیخ بهاالدین عاملی قدس سره با آن همه فضل و کمال در تعریف آن می فرماید :
من نمی گویم که آن عالیجناب هست پیغمبر ولی دارد کتاب مثنوی او چو قرآن مدل هادی بعضی و بعضی را مضل .
وفات مولانا : جون جلد ششم به پایان رسید عارضه ای بر بدن شریف مولانا روی نموده و در آن بیماری در سنه 672 از جهان فانی به عالم جاودانی رحلت فرمود . مزار شریفش در شهر قونیه در غایت اشتهار و زیارتگاه ابنای روزگار می باشد.
بیداری -راه هدایت
از بزرگترین طلایه داران عرفان و تصوف مولانا جلالالدین رومی است که در جای جای مثنوی و دیوان شرق بلکه در جای جای زندگی خود عرفان و تصوف را به شکلی عملی به دوستداران دیدار خداوند نشان داده است و راه سیر و تکامل فردی را که نتیجه آن سیر و تکامل اجتماع است معرفی نموده است . هر جا که سخن از عرفان و معنویات است نام مولانا می درخشد و هر جا که گمگشته ای در نقطهای از نقاط این عالم به دنبال خود میگردد ناخودآگاه این بیت زیبای او را دلیل راه خود میکند :
روزها فکر من اینست و همه شب سخنم که چرا غافل از احوال دلخویشتنم
ز کجـــا آمــدهام آمدنم بهر چـه بـود به کـجا میروم آخـر ننمایی وطنم
ماندهام سخت عجب کز جه سبب ساخت مرا یا چه بودست مراد وی از این ساختنم
و در اصطلاح عرفا این بیداری آغاز راه سیر و سلوک به سوی خداست و کسانی که از تعلقات پست دنیوی خسته شدهاند و عرصه پست دنیا را کوچکتر از آن دیده اند که سیمرغ جان خود را در آن به پرواز در آورند با پر مردانگی و همت به دنبال مقصود خویش تا آنجا که در توان دارند به جستجو میپردازند و مولوی وار ندا در میدهند که :
تا نیابم آنچه در مغز من است یک زمانی سر نخارم روز و شب
و سختیها و ملالتهای راه را به چیزی حساب نمیکنند که :
ز کعبه روی نشاید به ناامیدی تافت کمینه اینکه بمیرند در بیابانش
آموزه های مولانا برای انسان معاصر
بابک شمشیری: آرای مولانا درتعلیم وتربیت، حاوی یک نظریه تربیتی کامل نیست
یک دانشجوی دکترای فلسفه و تربیت گفت: آرای مولانا در باب تعلیم و تربیت به قدری نیست که حاوی یک نظریه تربیتی کامل باشد.
به گزارش خبرنگار ایلنا، بابک شمشیری در همایش آموزه ای مولانا برای انسان معاصر، در مقاله ای تحت عنوان “امکان ساخت نظریه تربیتی با اقتباس از رویکردهای عرفانی مولانا” افزود: برای ساخت یک نظریه تربیتی کاربردی از آرای مولانا، باید به اندیشه های عرفانی او رجوع کرد و مبانی نظری (هستی شناسی، معرفت شناسی و انسان شناسی) را مبنای ساخت یک نظریه تربیتی قرار داد.
وی اضافه کرد: در رابطه با دیدگاه های تربیتی مولانا بلکه عرفان اسلامی به طور عام، مطالعات و پژوهشهای زیادی صورت نگرفته است.
به گفته وی، در مطالعات انجام شده، تنها بر اساس رجوع به آثار و نوشته های مولوی و استخراج پارهای از عناصر، سعی داشته اند که دیدگاه خاص مولانا در خصوص حوزه تعلیم و تربیت را روشن کنند.
وی افزود: با اندکی تامل منتقدانه، مشخص میشود که این پژوهشهای اندک نتوانسته اند غرض اصلی خود یعنی ترسیم تعلیم وتربیت از نگاه مولانا را تحقق بخشند و برای این منظور یعنی بررسی رابطه رویکرد عرفانی مولانا و تعلیم و تربیت دو روش متفاوت وجود دارد.
این پژوهشگر فلسفه تعلیم و تربیت در ادامه این بحث اظهار داشت: روش رایجی که معمولا درمطالعات و تحقیقات مربوط به حوزه فلسفه تعلیم و تربیت مورد استفاده قرار می گیرد، روش استنتاجی است که بر دلالت های تربیتی تکیه دارد.
بهگفته وی، در این روش آموزه های یک مکتب یا دیدگاه, شناسایی و بررسی شده و سپس در گام بعدی، دلالتهای تربیتی آنمورد استنتاج قرار می گیرد، هرچند استفاده از این روش میتواند نتایج تربیتی نسبتا مفیدی را آشکار کند اما به دلایل گوناگون در عمل نتوانسته چندان روش موفقی محسوب شود.
شمشیری ادامه داد: نمونه یکی از این دلایل و اشکالات درپژوهش بهشتی(1379) مشاهده میشود، این پژوهشگر در اثر خود به بررسی آرای مولانا در باب تعلیم و تربیت پرداخته است، اما در مطالعه وی از توجه عمیق به مبانی نظری دیدگاههای مولانا، خبری نیست از سوی دیگر نامبرده به آموزه عشق، مکاشفات قلبی( معرفت شهودی) و همچنین فنافی ا; به عنوان اساس دیدگاه تربیتی مولانا اشاره می کند.
شمشیری با اشاره به نتایج این پژوهشگر گفت: این پژوهشگر چنین نتیجه می گیرد که فنافی ا; که به معنای رهایی از تاریکی ها و دلبستگی های مادی است، هدف نهایی تربیت از منظر مولانا است، به علاوه تربیت و تکامل معنوی تنها از طریق عشق امکان پذیر است زیرا عشق دارای نیرویی است که شخصیت عاشق را دگرگون می سازد واو را بی رنگ می کند.
وی افزود: همانطور که ملاحظه می شود استنتاج های این پژوهشگر به قدری کلی، گنگ و مبهم است که چگونگی ورود آنها به نظام تعلیم و تربیت به هیچ وجه مشخص و معین نیست، با این وصف کلی از آموزه هایی همچون عشق، معرفت شهودی و فنافی ا; هرگزامکان ورود و استفاده از آنها در تعلیم و تربیت رسمی وجود ندارد.
شمشیری تصریح کرد: چنین دلالتهایی را به دلیل آنکه قابلیت اجرایی عملی و همچنین هماهنگی با شرایط واقعی آموزش و پرورش ندارند، نمیتوان دیدگاه تربیتی تلقی کرد، درحقیقت این معضلی ریشهای است که بعداز پیروزی انقلاب اسلامی ایران، نظام آموزش و پرورش با آن درگیر بوده است.
وی با اشاره به آنکه بعد از انقلاب و استقرار نظام جمهوری اسلامی، تمامی تلاش دست اندرکاران نظام بر این بوده که اصول مبانی و روشهای تعلیم و تربیت اسلامی بر تمام ارکان آموزش و پرورش حاکم شود، گفت: اما این تلاش چندان مثمرثمر نبوده است.
وی درباره دومین رویکرد و تبیین رابطه دیدگاههای عرفانی مولانا در تعلیم و تربیت، افزود: دومین رویکردی که می تواند در تبیین رابطه دیدگاههای عرفانی مولانا در تعلیم و تربیت بهکارآید، عبارت از ساخت یک نظریه تربیتی نوین است، به این معنی که مبانی نظری حاکم بر دیدگاههای مولانا روشن شود و سپس آموزه های مرتبط با آن مبانی شناسایی شوند و در نهایت نیز مرحله ساخت نظریه فرا می رسد که دارای محاسن و مزایای زیادی است.
این دانشجوی رشته دکترای فلسفه تعلیم و تربیت، با اشاره به مبانی نظری اندیشه های مولانا گفت: برای شناخت بهتر دیدگاه مولانا در باب هستی شناسی، بایستی دو اصل عرفانی حاکم بر دیدگاه او را شرح داد.
وی نخسنین اصل عرفانی حاکم بر دیدگاه مولانا را، اصل وحدت وجود یعنی همان هستی یک حقیقت واحد دانست نه اینکه وجود حقایق گوناگون و متباین باشد، وحدت وجود وحدت حقه، حقیقی است، یعنی وجود، همین وحدت است بدون اینکه احتیاج به واسطه در عروض یا واسطه در ثبوت واثبات داشته باشد، بنابراین دیدگاه، حقیقت یکی بیش نیست و هر چه در جهان هست تنها جلوه ای از همان حقیقت واحد یعنی ذات اقدس الهی است.
شمشیری این طور نتیجه گیری کرد که تجلیات و مظاهر حق تعالی گوناگون و کثیر هستند اما هستی یگانه است بنابراین از اصل وحدت وجود اصل دیگری یعنی وحدت در عین کثرت، انشعاب پیدا میکند.
وی با اشاره به دومین اصل مبانی نظری اندیشه های مولانا در باب هستی شناسی گفت: دومین اصل، اصل ظاهر و باطن است، بنا به اصل وحدت وجود، چنین استنباط می شود که عالم هستی از دو بخش تشکیل شده است نخست سپهر وحدت که همان باطن و ریشه جهان هستی است و این سپهر چیزی نیست جز باری تعالی و صفات ذاتی او،
دوم سپهر کثرت است، این سپهر قلمرو تمامی موجودات یا به تعبیر دیگر تجلیات الهی است. بهتعبیر غالب عرف، باطن جهان هستی، تعلق به عالم غیب یا ملکوت دارد و ظاهر نیز متعلق عالم ملک یا جهان محسوسات است.
شمشیری از معرفت شناسی به عنوان یکی دیگر از مبانی نظری اندیشه های مولانا نام برد و گفت: در اندیشه های عرفانی مولانا در اصل کوشش انسان برای رسیدن به شناخت و معرفت است، اما در نزد وی همچون سایر عرفا شناخت حقیقی نه به واسطه حواس ظاهری و نه از طریق فرآیندهای استدلالی منطقی ذهن حاصل می آید، بلکه معرفت حاصل کشف و شهود و روشن شدگی (اشراق) است.
وی افزود: اصولا معرفت شناسی نیز به تبعیت از اصل ظاهر و باطن و همچنین تقسیم بندی عوالم هستی، به دو مقوله کلی تقسیم می شود، مقوله نخست همان کشف و شهود است، یعنی شناسایی و دریافت درونی حقایق که به واسطه فیض الهی صورت می گیرد، مقوله دیگر معرفت شناسی نیز مربوط به شناختیاست که از راه حواس ظاهری و یا از طریق استدلال های منطقی، عقلانی حاصل می آید، هر چند ممکن است به نظر آید که مولانا به طور کلی منکر این نوع شناسایی ها است.
این پژوهشگر این طور نتیجه گرفت که ما حصل این نوع تقسیم بندی در قلمرو معرفت شناسی، معرفی و تمایز دو نوع عقل و عقلانیت توسط مولانا است.
به عقیده وی، بنابه دیدگاه مولانا، انسان با دونوع عقل سروکار دارد که هر یک از آنها به نوبه خود و در جایگاه اصلی خویش اندیشمند و محترم هستند زیرا به باور مولانا، اساس انسانیت، عقل واندیشه است به همین خاطر اگر عنصر عقل و اندیشه را از انسان حذف کنند باقیمانده آن، چیزی جز مشتی گوشت، پوست، استخوان، رگ و پی نخواهد بود.
شمشیری با اشاره به وجه انسانشناسی مبانی نظری اندیشههای مولانا، گفت: در نگاه عارفانی همچون مولانا، انسان نیز همچون کل جهان هستی از دو بخش ظاهر و باطن تشکیل شده است، بخش باطنی وی که گوهر وجود انسانی است، تعلق به عالم ملکوت دارد، این بخش همان است که روح یا نفس ناطقه نامیده میشود بخش ظاهری نیز همان ویژگی ها وصفاتی است که متعلق به جهان محسوس یا عالم ملکوت است انواع نفس ها نباتی، حیوانی و نظایر آن به این بخش تعلق دارند.
وی افزود: با توجه به مبانی هستی شناسی، معرفت شناسی و نیز انسان شناسی در مکتب عرفانی مولانا، تا اینجا مشخص شد که غایت اصلی انسان وصال حق و فنافی ا; است. وصال و فنا نیز چیزی جز رسیدن به آگاهی حضوری نیست و در حقیقت فنا همان آگاهی است که این نوع آگاهی حضوری کاملا درونی است و با علوم ظاهری و عقل جزیی حاصل نمی آید.

لیست کل یادداشت های این وبلاگ