
دانلود مقاله مدرنیته و رابطه آن با سنت های قدیم pdf دارای 28 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است
فایل ورد دانلود مقاله مدرنیته و رابطه آن با سنت های قدیم pdf کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه و مراکز دولتی می باشد.
این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است
توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است
بخشی از فهرست مطالب پروژه دانلود مقاله مدرنیته و رابطه آن با سنت های قدیم pdf
پیشگفتار
معمای مدرنیته
انسان گرایی
باز اندیشی در مدرنیت
مدرنیت یا پسامدرنیت
ابعاد نهادی مدرنیت
درآمدی به معنای جهانی سوم
جهانی شدن مدرنیت
چکیده از مطالب عنوان شده
منابع :
بخشی از منابع و مراجع پروژه دانلود مقاله مدرنیته و رابطه آن با سنت های قدیم pdf
- ما و مدرنیت ، داریوش آشوری
- مدرن ها ، رامین جهانبگلو
- معمای مدرنیته ، بابک احمدی
- پیامدهای مدرنیت ، آنتونی گیدنز ، ترجمه محسن ثلاثی
پیشگفتار
این تحقیق به صورت یک مجموعه مختصر ارائه شده است که مباحث تقریبا به صورت ناگسسته عرضه شده ولی به علت جالب بودن بعضی مطالب درصدد مطرح کردن آنها برآمدم
در این تحقیق هفت مبحث بررسی شده که برای تعریف کلی از مدرنیته و رابطه آن با سنتهای قدیم بحثی با عنوان معمای مدرنیته ذکر شده است . مطالب دیگر به ترتیب : رابطه مدرنیته با متافیزک ومقوله انسان گرایی آن بازاندیشی مدرنیت، مدرنیت وابعاد نهادی آن ،درآمدی بر معنای اصطلاح جهان سوم که هر انسانی بارها و بارها بآ آن برخورد می کند و بی آنکه به معنی آن بپردازد از کنارش عبور کرده است ، جهانی شدن مدرنیت واینکه تحولی همه گیر است و در پایان چکیده ای از مطالب آورده شده است
در روزگار مدرن یعنی دوره همخوانی با قالبهای تکنولوژیک ، چیزی مهمتر از این نیست که آدمی دریابد که خویشتن او چند پاره شده فرد ابزاری اش راه را بر پیشرفت حقیقی او بسته است و الگویی یکه خرد باوری اش هیچ نیست مگر ابزار به بند کشیدن او این مبارزه یعنی آگاهی از شرایط تحقق آزادی و برانگیختن شور فردیت در هر کس
معمای مدرنیته
تعریفهایی که از مدرنیته ارائه شده اند چندان فراوان متنوع وحتی با هم متضادند که اگر بگوییم این واژه ی بسیار رایج در علوم اجتماعی تاریخ نگاری وفلسفه ی امروز یکی از مبهم ترین اصطلاح ها نیز به شمار می آید حرف تازه ای پیش نکشیده ایم. تاکنون هیچ کس نتوانسته تعریفی یکه نهایی و کامل و قطعی از واژه مدرن و از مفاهیمی که همراه با آن مطرح می شوند همچون مدرنیته مدرنیزاسیون و پسامدرن ارائه کند و به نظر می رسد که حتی ارائه یک تعریف براساس فصل مشترک تعریفهای موجود ازمدرنیته نیز ممکن نباشد
واژه مدرن که در تمام زبانهای اروپایی و در بسیاری از زبانهای دیگر از جمله در فارسی امروزی ما رایج شده لفظ لاتینی modemus است که خود از قید mode مشتق شده است. در زمان لاتین معنای mode«این اواخر، به تازگی ، گذشته ای بسیار نزدیک بود. به گمان بعضی از تاریخ نگاران لفظ moderni را رومیان در اواخر سدهی پنجم در مورد ارزشها و باورهای پذیرفته شده قدیمی که با لفظ مورد ارزشها وباورهای مشکوک جدید به کار می بردند ارزشهایی که در تقابل بودند با باورهای پذیرفته شده قدیمی که با لفظ antiqui مشخص می شدند
بسیاری از مردم که واژه مدرن را درگفتار هر روزه خود به جای چیزی نو به کار میبرند در اصل مقصودشان همان چیزی نو امروزی است که جایگزین چیزهای کهنه و غیر قابل قبول شده است. از نظر شماری از نظریه پردازان علوم اجتماعی نیز ،مشروعیت مدرن بودن یا مدریته از پیکارش با سنت ها نتیجه می شود و عقیده دارند که مدرنیته یعنی منش شیوه زندگی امروزی جدید که به جای منش کهن زیستن نشسته و انرا نفی کرده باشد شارل بودلر این تعریف از مدرنیته را نادقیق می داند. مدرن بودن به گمان او یعنی درک این واقعیت که چیزهایی از زندگی کهنه در زندگی نو باقی مانده اند وما باید با آنها بجنگیم. مدرنیته یعنی در حال جنگ بودن با سنت ها و باورهای کهنه ای که همراه شده اند با آنچه ما شیوه تازه زیستن می نامیم آن هم نه در شکلهای قدیمی خودبلکه در شلکهای امروزی که بازشناختن شان گاه کار بسیار دشواری است
جهان امروز این اصل را به عنوان اصل اساسی پذیرفته است که سکون وتکرار و رجوع به گذشته اصل نیست بلکه حرکت و تغییر و پیشرفت اصل است.حقیقت بیزمان ومکان و مطلق موهوم است و اصل با واقعیت متغیر نسبی موجود درزمان و مکان است. بدین ترتیب است که دنیای امروز را غوغای ترقی و پیشرفت فراگرفته است
موج درگیری میان قدیمی ها و مدرن ها در قرون وسطی تشدید می شود. نویسندگانی را می یابیم که بر مدرنیسم زمانه شان نسبت به عصر کهن پای می فشرند.مشهورترین مجادله ای که میان قدیمی ها و مدرن ها جریان داشت درپایان قرن هفدهم و آغاز قرن هجدهم شروع میشود. مدرنیت به شیوه هایی از زندگی یا سازمان اجتماعی مربوط می شود که از سده هفدهم به بعد دراروپا پیدا شد و به تدریج نفوذی کم و بیش جهانی پیدا کرد. این تعریف مدرنیت را به یک دوره زمانی و یک جایگاه جغرافیایی اولیه مربوط میسازد ولی در ضمن ویژگیهای عمده اش را در جعبه سیاه سربسته باقی می گذارد
بحث فرهنگی پردامنه ای که در تاریخ اندیشه های اروپایی به عنوان رویارویی باستانیان و مدرن ها مشهور شده و لحظه ای مهم را در زندگی فکری و معنوی اروپا به ویژه انگلستان وفرانسه در پایان سده هفدهم مشخص می کند براساس ضرورت درک چگونگی رویارویی با سنت ها مطرح شد. در این جدال مساله مرکزی این بود که فیلسوفان و نویسندگان امروزی تا چه حد می توانند خود را بی نیاز از سنت باستان یعنی سنت فکری ادبی یونان وروم بدانند؟ آیا می توان گفت که امروزی ها به دلیل پیشرفت دانش بشری درچنان موقعیتی قرار گرفته اند که دیگر نیازی به سنتهای کهن فکری خود ندارند؟ برخی از شرکت کنندگان در این بحث روزگار تمدن های باستانی و فرهنگ های کهن را با تمام عظمت دستاوردهاشان به ایام کودکی در زندگی یک انسان همانند میکردند و دوران مدرن یا زمان حاضر را به مثابه ایام بلوغ جسمانی و فکری انسان می شناختند. همان طور که در کل زندگی یک انسان دوران کودکی مرحله ای ضروری و گریز ناپذیر است که باید از آن گذشت تا به روزگار بلوغ و قدرت جسمانی وفکری رسید وجود فرهنگ کلاسیک و سرچشمه های یونانی و سامی نیز برای تکامل فرهنگ اروپایی ضروری بود. این همانند انگاشتن فرهنگ یونان با دوران کودکی زندگی انسان استعاره رایجی باقی ماند.در این همانند تاریخ با زندگی انسان مفهوم توسعه نهفته است که دربرداشتن امروزی از مدرنیته نیز نقش کلیدی دارد :مرحله تازه ، هر چند بدون پله های پیشین به دست نمی آید ولی نسبت به آن پله ها در حکم حرکتی به جلو یا توسعه ای مادی ومعنوی محسوب می شود . گفته برنارد شارتری که جان سالزبری نویسنده سده دوازدهم آنرا تکرارکرد. اینکه ما امروزی ها همچون کوتوله هایی هستیم که برفراز شانه های غولها یعنی بزرگان وفرهنگ کهن ایستاده اند و از این روشاهد چشم اندازی هستند گسترده تر از آنچه خود غولها می بیند. هر چه هم سازندگان فرهنگ باستان را از سازندگان فرهنگ امروز بزرگتر بدانیم باز نمی توانیم انکار کنیم که امروزی از تمامی دانش و بینش آنان بهره می برند وخود نیز چیزی حتی اندک ، بدان می افزایند
مفاهیم کلیدی دیگری هم که تا پایان سده هجدهم تصوری تازه از زندگی و آزادی را فراهم آوردند ریشه در همان عنصر داشتند مفاهیمی چون فردیت مالیکت سرمایه دار نه ضرورت استنتاج قوانین از زندگی هر روزه از میان رفتن حق فرزند ارشد دولت استوار به نمایندگی تفکیک قوا وغیره
در قلمرو حقوق وقانون گسست از سنت ها ،معنایی مشخص دارد: جدایی از قوانینی که براساس زندگی هر روزه تعیین وتدقیق نشده باشند و سرچشمه آن ها به متون مقدس گذشته ها، سنت ها و باورهای عتیق باز گردد
اصل توجیه کننده تدوین قوانین زمینی باور به کارکرد در نهایت درست فرد انسانی است. این اصل احتمال خطا در فعالیت اجتماعی انسانی را نفی نمی کنداما براساس این باور بنا شده است که سرانجام افراد با تکیه بر نیروی عقل جمعی خود خواهند دانست که راه درست چیست. این قبول مرکزیت عقل انسانی در بحث از مدرنیته بسیار مهم است به راستی می توان گفت که شیوه رادیکال پذیرش یا رد ادعاهای آن به پذیرش یا در این ادعا منتهی می شود که پایه واساس سعادت انسان پیروی از احکام عقل است. به همین دلیل خردباوری همواره در مرکز بحث متفکرانی قرار داشته که به سنجش ادعاهای مدرنیته پرداخته اند
با این که شما تعریف های ارائه شده از مدرنیته بسیار زیاد است ولی تلاش در جهت اینکه آن ها را در دو دسته کلی جای دهیم تاکنون ناموفق نبوده است . می توان بیشتر تعریف ها را در یکی از آن دو دسته کلی جای داد.رسته اول مدرنیته را همچون شکل یا ساختاری اجتماعی-فرهنگی و در نتیجه واقعیتی یا دورانی تاریخی مطرح می کند در حالی که دسته دوم آن را به مثابه حالتی رویکردی فلسفی یا جهان بینی تازه ای پیش کشید
نمونه ای عالی از ارزیابی مدرنیته بحث میشل فوکوست. فوکو با آغاز از نوشته مشهور کانت روشنگری چیست؟ نشان داد که از دیدگاه کانت که مدافع مدرنتیه بود در روزگار روشنگری و پس از آن همخوان با جان مایه های بنیادین روشنگری یعنی بلوغ فکری، سیاسی واجتماعی آدمیان «امروزی بودن» و «امروزی زیستن » انسان پیش از هر چیز در حکم خواست با خبری از موقعیت امروزی خویشتن است. همین تلاش برای درک موقعیت حالت کنونی سبب می شود که مدرنیته همچون یک معضل فلسفی جلوه کند.کسی که بخواهد به طور جدی درباره امروز یعنی روزگار مدرن بیندیشد و بحث کند چاره ای جز این ندارد که توان خود را صرف شناخت جایگاه یا موقعیت امروزی خودش کند و این شناخت را با در نظر گرفتن ادعاهای اصلی مدرنتیه یا بهتر بگوییم با ارزیابی و سنجش آن ادعاها به انجام رساند.از نکته ذکر شده می توان نتیجه گرفت که معضل کسی که خود را به عنوان انسان مدرن می شناسد فقط فلسفی نیست بلکه فلسفی -اخلاقی است
مدرنیته یک پیشنهاد است نه نتیجه نهایی حرکتی تاریخی. می توان گفت می شود این گونه زندگی کرد ولی نمی توان گفت : این گونه زندگی کردن بهترین یا یگانه زندگی انسان است . مدرنیته یکی از شکلهای کنار هم قرار گرفتن عناصر است و چیزی بیش از این هم نیست
انسان گرایی


دانلود مقاله پنیرسازی در اسکاتلند – تاریخچه اولیه pdf دارای 23 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است
فایل ورد دانلود مقاله پنیرسازی در اسکاتلند – تاریخچه اولیه pdf کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه و مراکز دولتی می باشد.
این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی دانلود مقاله پنیرسازی در اسکاتلند – تاریخچه اولیه pdf ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن دانلود مقاله پنیرسازی در اسکاتلند – تاریخچه اولیه pdf :
پنیرسازی در اسکاتلند – تاریخچه اولیه
مقدمه
پنیرسازی رومی
معرفی پنیر سازی به اسکاتلند
تغییر چشم انداز اسکاتلند
مقدمه
با اینکه اسکاتلند یک پیش زمینه تاریخی از کشاورزی و دامداری دارد که به 4000 سال قبل از میلاد بر می گردد، بعید است که مهارت پنیرسازی به هر اندازه در طی آن دوره پدید آمده باشد. بی شک، نخستین ساکنان به نظر می رسد که از اروپای مرکزی آمده اند،
بطور کامل آنچه که امروز «یورک شایر» و امتداد ساحل شرق اسکاتلند تا نواحی حاصلخیز در «موری فیرث» است. بیشتر ساکنان از راههای دریایی غربی برای ساکن شدن در «آرگیل شایر» و «اوتر ایسلس» عزیمت به شمال اسکاتلند و «ارکی» و «شلتد» استفاده می کردند.
آنها با خود گندم و جو ، گله پرورده ، گوسفند وبز ، آوردند، و توانایی برای تمیز وصاف کردن علفهای هرز درختستان (ناحیه پردرخت) برای اثبات بخشیدن به نواحی چمنزار و برای رشد غلات را داشتند. با این حال، تعداد برج و باروهای بلند و مستحکم که امروزه باقیمانده اند نشان می دهد
که جوامع در جاهای دورتر ساکن بوده اند وباعدم اطمینان دوره هایی که آنها در آن می زیسته اند را انعکاس می دهد. درواقع اسکاتلند از منظر جغرافیایی و فرهنگی بسیار برحوزه اشیاء اثر گذار بود.
پنیر سازی آنگونه که ما در اسکاتلند می شناسیم امروزه به طور ریشه ای یک توسعه اروپایی از مهارتهای بدست آمده از «فرتال کرسنت» (جلگه حاصلخیز) ، ناحیه ای از سرزمین بین «اوفرتیس و تریگرس» در عراق می باشد.
باستان شناسان کشف کرده اند که در حدود 6000 سال قبل از میلاد (ق.م) نشان می دهد کره وپنیر ساخته می شده اند، و دیگر نوشته ها که نشان می دهند شیر در کیسه های پوستی آویزان شده از دیرکها نگهداری می شده ، بوضوح دانشی از نگهداری لبنیات در آن زمان را نشان می دهند.
آن احتمالاً نشانه قبایل آسیای مرکزی این است که یافته بودند کیسه های از پوست حیوانات یک راه مفید برای حمل شیردر پشت حیوانات است زمانی که درحال حرکتند. تخمیر شیر شکرها منعقد شدن شیر و حرکت جنبشی شکسته شدن انعقاد را برای بوجود آمدن یک نوشیدنی آب پنیر تازه باعث می شوند.
لخته ها ممکن است سپس دوباره حرکت داده شوند، تخلیه شده و کمی شور شده برای تهیه کردن یک غذای با پروتئین بالا ، خوشمره و مغذی، آی ، ی یک مکمل دلچسب برای پروتئین گشت.
پنیرسازی ،بدین ترتیب ، به تدریج از دو جریان اصلی گسترش یافت. نخست تخمیر شده شیرمایع بود مانند ماست، کویس و رکفیر دومین روش اجازه دادن برای اینکه شیر با شکل منعقد و آب پنیر ترش شود آب پنیر می توانست سپس تخلیه شود با هر کدام از روشها یعنی بوسیله کاسه های بدل چینی یا بوسیله سبدهای بافته شده از نوعی نی یا مواد مشابه انجام شود.
چند مایل دورتر از منزل نویسنده در «ویلت شایر» ، انگلستان، کاسه های زیرخاکی، مربوط به 1800 ق.م در تیه «ویندمیل» بدست آمده است، یک بسته بوسیله «نئولیتیک» ساخته شده. اینها بخوبی می توانستند برای تخلیه مورد استفاده قرار گیرند.امروزه سبدهای بافته شده هنوز در هند برای ساختن «صورتی پنیر» و «داکا» مورد استفاده قرار می گیرند.
از منابع کتاب مقدس ما می آموزیم که وقتی حضرت «داوود (ع)» به آنسوی رود اردن گریخت او با «پنیرگاو » تغذیه کرده بود (2 ساموئل 17:29) ، و گفته شده که او به رهبر نظامی که ایستاده بود برای جنگیدن با «سائول» ده تکه پنیر اهدا کرد. (1 ساموئل 17:18). در حقیقت ،
ثبت وقایع نشان می دهد که زمانی جایی نزدیک «جرسالم» وجود داشته که به آن «دره پنیرسازان» می گفتند. به طور واضح، مهارتها رشد داده شده بودند برای نگهداری شیر، هر کدام به عنوان یک اسید منعقد (مایه پنیر) ماسه و اساس پنیر بودند و یا به عنوان یک گونه از پنیرهای شیری، وشیرها مانند ماست شیرین نشده طبیعی امروزه تخمیر می شدند.
پنیرسازی رومی
یادگیری این تکنیکها، رومی ها با تاثیر شخصیتی شان به سرعت باعث رشد پنیرسازی به یک هنر زیبا شدند گواهی نوشته شده نشان می دهد به طور روش که چقدر رومی ها هنر پنیرسازی را تغییر داده بودند.
هومر:1184 ق.م، اشاره می کند به اینکه پنیر در غارهای واقع در کوه در یونان از شیر گوسفند و بز تهیه می شده است در حقیقت یک نوع به نام «سینتوس» ساخته می شده و فروخته می شد از یونانی ها به رومی ها با قیمتی حدود 1 پوند برای هر پاوند. این نوع می توانست به خوبی پنیرهای امروزی «فتا» بوده باشد.
آریستوتل، 322 تا 384 ق.م، درباره پنیر ساخته شده از شیر مادیانها و الاغها شرح داده – «کومیس» روسی در واقع مشتق شده از شیرمادیان و تخمیر شده برای تهیه یک محتوی الکلی بالای 3 درصد است.
وارو، 127 ق.م، تفاوتها در پنیرهای ساخته شده در یک تعداد از مکانها و شرح شده اثر آنها بر روی دستگاه گوارشی شان یادداشت شده بود. تا این زمان استفاده از «رینت» همه گیر شده بود، به شرط اینکه پنیرساز به نوع محصول تولید شده منعقده کنترل زیادی صورت دهد. پنیر شروع به تبدیل از سطح کالایی خوراکی یا کالایی در سطح تجاری کرده بود و به طور توافقی می توانست داد و ستد شود.
کلوملا،50 ب.م، درباره چگونگی ساختن پنیر در جزئیات قابل بررسی نوشته شده است امروزه پنیرسازان اسکاتلندی، امکان دارد که به طور کامل با بسیاری از اصولی که او به طور واضح حدود 1900 سال قبل آغاز کارکرد در خانه باشند وانجام دهند.
تا 300 ب.م، پنیر به طور دائم به کشورهای ساحل مدیترانه صادرمی شد. داد وستد به اندازه زیادی توسعه یافته بود بطوریکه امپراطور «دیوکلسان» بایستی حداکثر قیمتها را برای یک سلسله از پنیرها شامل یک پنیر سیب دودی که خیلی زیاد در بین رومی ها مرسوم بود برنامه ریزی کند. هنوز پنیر دیگری مهر شده و فروخته شده بود تحت مارکی به نام «ل لونا» (ماه)، وگفته شده دارا بودن «پارمسان» امروزی که ابتدا یک ساخت جداگانه پنیر در سال 1579 ب.م گزارش شده بود.
به این ترتیب ، کارشناسان رومی هر جا که امپراطوریشان گسترش یافته بود، در سراسر اروپا توسعه دادند، زمانیکه مهارتها در ابتدا نزد زمین داران وکشاورزان رومی،باقی بود. کمی تردید وجود داشت که در این زمان آنها به جمعیت محلی به مقدار نیاز می رسند. سربازان رومی، که دوره خدمت سربازی شان رابه اتمام رسانده بودند،
و با عوام محلی ، پیوند می خوردند، بهره برداری مزارع کشاورزیشان، در بازنشستگی را شروع می کردند، و مجازند به درستی مهارتهای پنیرسازی شان را عملی ساخته باشند.
با سقوط امپراطوری روم درحدود 410 ب.م، پنیرسازی به آهستگی بوسیله مدیترانه ای گسترش یافت، دریاهای آجیان و آدریاتیک تا اروپای مرکزی.
زمینهای پست کنار رودخانه اگر به سادگی در دسترس ومنطبق با روشهای تولید بودند برای تناسب وضعیت زمین و آب و هوای متفاوت انطباق داده می شدند. پنیرسازان، در مناطق کوهستانی دور افتاده به طور طبیعی از شیر بز وگوسفند استفاده می کردند.
قبایلی مانند «حلوتیکا»، که در کوههای آلب سوئیس ساکن شده بودند، آشکارا انواع پنیرهای شان را گسترش دادند. آنها در واقع در انجام این کار بسیار موفق بودند تا اینکه برای مدتی همه صادرات «پنیر رامنتان» ممنوع شده بود.
در اروپای مرکزی و شرقی جهت جابجایی و تغییر مکان مردم از ابتدای قرون جنگ وتهاجم به طور حتم رشد و توسعه پنیرسازی را تا قرون وسطی کاهش داد. تولید غالباً به بیشتر نواحی کوهستانی دور افتاده محدوده شده بود که پنیرسازان وارد و ماهر به سادگی خونسرد بودند و بهترین محصول را انتظار داشتند.
درزمینهای پست حاصلخیز ( اروپا لبنیات سازی در یک گام سریع توسعه یافت و پنیرسازی از شیر گاو مرسوم شد. از اینجا،رشد ویژه پنیرمانند «ادام و گودا» در هلند، در جایدیگر تحت گونه مشابهی به نامهایی مانند «تیبو» و «فینو» بسیار کپی برداری شده بود.
یک پنیر سخت فشرده ،به نسبت کوچکی اندازه، آب شود و اشباع شده برای کاهش فقدان رطوبت در انبار،قابلیت فروش و راحتی توزیع را تثبیت می کرد.
فرانسه یک سلسله گسترده تر از پنیرها از نواحی کشاورزی غنی در جنوب وشمال آن کشور را گسترش داد. بدین صورت، تولید پنیر نرم با یک موسم ساخت طولانی ترجیح داده می شد. پنیر سخت فشرده به نظر می رسید که نقش دوم را بازی می کند.با وسعت بیشتر این فرهنگ کشورهای لاتین را انعکاس می دهد،
انواع پنیرهای تهیه شده در مناطق مدیترانه ای چون واضح ازپنیر سخت فشرده هستند که در مناطق شمال اروپا برای ذخیره و استفاده در ماههای طولانی سرد زمستان گسترش یافته بودند که از پیش مانده اند.
به هرحال، سراسر سالهای سیاه کمی پیشرفت جدید در رشد،انواع جدید پنیر پدیدار شده بود( فهرست 1-1) را ببینید.
فهرست 1-1 : رشد برخی گونه های پنیر جدید با تاریخ نخستین ضبط
(ب.م) سال نوع پنیر
897 گارگونزولا
1070 راکفورت
1200 گرانا
1500 چدار
1579 پارمسان
1697 گودا
1697 گلوچستر
1785 استیلتون
1791 کاممبرت
تاریخ از «اسکات» (1986) جمع آوری شده است.
زمانیکه رومی ها بر پنیرسازی در انگلستان تأثیری داشتند ( پالادیوس درباره جزئیات کارهای کشاورزی رومی –انگلیسی در روزگارش درجنوب انگلستان نوشته است) در نتیجه نافرمانی خانواده «پیکتها» و «اسکاتها» هر اثری بر پنیرسازی در اسکاتلند که ممکن بود جایی را در برگیرند غیرممکن ساخته بود.
آنگونه که «بارک» (1990) به طور مختصرآنرا بیان می کند : نه کشتی شهرهای رومی شده ،به بالا می پریدند،خانه های ویلایی از نوعی که در جنوب بریتانیا یافتیم وجود دنداشت وکل قیمت در استحکامات ،کارهای جاده ای و ملزومات مورد نیاز برای تعمیر ونگهداری حضوری در چنین کشور مغلوب و بی پاداش نهایتاً پیروز شده
و حتی منظم ترین سازندگان امپراطوری برخی اختیارات بدست رومی ها که در جنوب وغرب اسکاتلند ساکن بودند، اما تا انتهای قرن پنجم آنها به وسعت از اسکاتلند تا مواجه شدن با نابودی نهایی امپراطوری های بزرگ روزگارشان نبرد داشتند.
معرفی پنیرسازی به اسکاتلند
به نسبت کمی پنیرسازی در اسکاتلند قبل از قرون 11 شناخته شده است.


دانلود تحقیق در مورد معارف اسلامی pdf دارای 36 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است
فایل ورد دانلود تحقیق در مورد معارف اسلامی pdf کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه و مراکز دولتی می باشد.
این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی دانلود تحقیق در مورد معارف اسلامی pdf ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن دانلود تحقیق در مورد معارف اسلامی pdf :
معارف اسلامی
جهان بینی: نوع برداشت و طرز تفکری که یک مکتب درباره جهان هستی عرضه میدارد و زیر ساخت و تکیه گاه فکری آن مکتب بشمار میرود را جهان بینی گویند
حکمت:1-حکمت علمی ( دریافت خط مشی زندگی آنچنانچه باید باشد) 2- حکمت نظری(دریافت هستی آنچنانچه هست
جهان بینی: به معنی جهان شناسی است
بیشتر حیوانات جهان احساس دارند
جهان بینی: 1-تجربی 2- فلسفی 3- دینی
علوم تجربی مکتبی بر دو چیز است 1- فرضیه 2- آزمون
بزرگترین مزیت کشفیات علوم تجربی اینست که که دقیق – جزئی و مشخص باشد
علوم تجربی در تعقیب علتها و سببها و یا در تعقیب معلومها و اثر عملا تا حد معینی پیش میرود و بعد به نمیدانم میرسد
جهان بینی تجربی جز شناسی است نه کل شناسی
چهره جهان روز بروز تغییر میکند چون بر فرضیه و آزمون میتنی است نه بر اصول بدیهی اولی عقلی
جهان بینی تجربی یک جهان بینی متزلزل است چون بر فرضیه آزمون وخطا استوارشده و از پاسخگویی به مسائل عاجز میباشد
ایدئولوژی نیازمند نوعی جهان بینی است که:
اول به مسائل اساسی جهان شناسی که به کل جهان مربوط میشود پاسخ میدهد نه به اجزایی خاص
2- ثانیاً یک شناسایی پایدار و قابل اعتماد و جاودانه بدهد نه یک شناسایی موقت و زودگذر.
3- آنچه ارائه میدهد ارزش نظری و واقعیتنمایی داشته باشد نه حرفاً عملی و فنی.
• جهانبینی فلسفی:
دقت جهانبینی تجربی را ندارد در عوض به سلسله اصول متکی میباشد و آن اصول اولاً بدیهی و برای ذهن غیرقابل انکارند و با روش برهان و استدلال پیش میروند و ثانیاً عام و دربرگیرندهاند و به اصطلاح فلسفه ار احکام موجودند. طبعاً از نوعی جرم برخوردار است و آن تزلزل و بیثباتی جهانبینی تجربی در فلسفی دیده نمیشود و هم محدودیت جهانبینی عقلائی و فلسفی است.
جهانبینی مطلوب و عالی آن جهانبینی است که:1- نخست قابل اثبات باشد 2-به حیات و زندگی معنا بدهد 3- آرمانورز و شوقانگیز و آرزو پرور باشد 5- قدرت تقدس بخشیدن به هدفهای انسانی و اجتماعی را داشته باشد 6- تعهدآور و مسئولیت ساز باشد
• جهانبینی توحیدی:
یعنی درک اینکه جهان از یک مشیت طلبی حکیمانه پدید آمده است و نظام هستی بر اساس خیر وجود و رحمت و رسانیدن موجودات به کمالات شایسته آنها استوار است. جهانبینی توحیدی جهانی یکقطبی و تک‚حوری است
• جهان با یک سلسله نظامات قطعی که سن الهیه نامیده میشود اداره میشود.
• جهانبینی توحیدی با نیروی منطق و علم و استدلال حمایت میشود.
• جهانبینی توحیدی به حیات زندگی، معنی و روح و هدف میدهد
• جهانبینی توحیدی تنها جهانبینی است که در آن تعهد و مسئولیت افراد در برابر یکدیگر مفهوم و معنی پیدا میکند.
• جهانبینی اسلامی:
جهان بینی اسلامی چهان بینی توحیدی است، توحید در اسلام به خالصترین شکل و پاکترین طرز بیان شده است.
از نظر جهان بینی توحیدی اسلامی،جهان یک آفریده است و با عنایت به مشیت الهی نگهداری می شود. اگر لحظه ای عنایت الهی از جهان گرفته شود نیست و نابود می شود.
تعریف علت:
میتوان گفت که علت چیزی است که از وجود آن، وجود چیز دیگیری بنام معلول پدید میآید
پیدایش پدیدیه از دو فرض زیر بیرون نیست.
1 – از روی اتفاق پدید آمده است. 2 – اثری است از وجود دیگری که این پدیده به آن وابسته است.
رابطه علیت رابطه ای است وجودی، عینی و خارجی، نه ذهنی پس هر گاه علت تامه یعنی علتی که همه شرایط پیدایش و کمالات معلول را به یگانه ای واجد است. در خارج از ذهن تحقق باید معلول ضرورتاً تحقق می یابد.
اصل علیت یک اصل عقلی است که از حقایق عینی نشات گرفته است.
• اقسام علت: 1- علت تام و ناقص 2- بسیط و مرکب3- حقیقی و غیر حقیقی 4- قزیب و بعید 5- داخلی و خارجی
رابطه علت و معلول: 1- رابطه ضرورت میان علت و معلول 2- رابطه سخنیت 3- استحاله بقای معمول بدون علت تامه
• ممکنالوجود: موجودی که وجودش از دیگری وابسته غیر باشد ممکنالوجود است.
وجوب: عبارت است از استقلال در وجود قیام به خویشتن و وابسته نبودن به دیگری واجبالوجودی است مستقل قائم به ذات و بی نیاز از غیر
• اثبات وجود خدا:
• از راه برهان امکان وجوب به اثبات وجود خداوند مینوان پرداخت من با گوش میشنوم با چشم میبینم و لمس میکنم همه اینها علم حصولی است هماکنون به دیگران اخساس محبت دارم نسبت به خودم آگاهی دارم هم اکنون به نصف خودم علم دارم علم حضوری در حالتی که علت پدیده را ممکنالوجود بنیگاریم.
• دو فرض قابل تصویر است یکی دور و تسلس و وجود واجبالوجود اثبات نمیشود مگر مثل ابن سینا ثابت کنیم دور و تسلسل هر دو باطل هستند و سلسله ممکنات سرانجام بالضروره باید بوجودی مستقل و قائم به ذات و خلاصه واجبالوجود منتهی میشود و ممکن است به ذاتالوجود نرسد.
• دور که با اسلال دوگونه است 1- ( دور مضمر و دور با واسطه ) 2- دور مفترخ ( دور بدون واسطه )
از آنچه گذشت در مییابیم:
الف – با علم حضوری و حصولی درنگ میکنیم ممکن الوجود یا پدیده وحود دارد. ب – هر ممکنی ضرورتا نیازمند و واسطه به علتی است. ج – سلسه این ممکنات با علت ها سرانجام به علت العلل یا واجب الوجود میرسد
به عقیده ما پیروان صدر المتالهین حرکت در جوهر، وجود و تحقق دارد زیرا وجو اهعراض برابر تابع جوهر است و چون عرض را که تابع است میبینیم که تغییر و حرکت دارد باید بپذیریم جوهر که متبوع و تکیه گاه وجودی عرض است خرکت دارد که علت حرکت عرض شده است.
نتایج حرکت جوهری: 1- اثبات ذات قیوم خداوند. 2- غایت حرکت ( معاد ) 3- زمان، بعد چهارم ماده. 4- قیامت مسئله ای متحصر به کره زمین و انسانها نیست بلکه امری است کیهانی و در سطح تمام کائنات مادی
حرکت جوهری اختصاص به عالم ماده دارد زیرا حرکت از خواص و اعراض ماده است و در آنجا که مادهای نباشد حرکتی هم وجود ندارد بنابراین در موجودات غیر مادی یعنی مجردات حرکت و یا حرکت جوهری ندارد.
پس اگر حرکت در ذات و جوهر جسم باشد و زمان هم از حرکت پدید میآید ماده سه بعد پهنا، درازا، دارد و بعد دبگر آن زمان است.
برهان نظم:
برهان نظم دو مقدمه دارد: 1-جنبه حسی و تجربی 2-صد در صد عقلی
ویژگیهای برهان نظم:
1-برهان نظم از یک نظرپایه حسی دارد و از نظر دیگر به شکل ریاضی میتوان ثابت کرد.2-برهان نظم نیاز به اثبات در سراسر جهان ندارد. 3-برهان نظم یک برهان پویا است هرکشف تازه دلیلی بر اثبات خداست.3-برهان نظم پیوند و عشق عمیقی میان خالق و مخلوق ایجاد میکند.4- قرآن کریم بیش از هر چیز به برهان نظم تکیه دارد و بویژه در توحید ربوی.
• تکیه برهان نظم بر این است که:
• آفریدگار جهان یک مبدا بزرگ علم و قدرت است.
برخلاف مادیون که جهان را زاییده بیشعور میدانند.
تعریف نظم: نظم یعنی گردآوردن اجزای متفاوت با کیفیت و کمیت.یژهای در یک کجموعه به طوریکه همکاری و هماهنگی آنها یک هدف معینی را تامین کند.
عنصر اصلی نظم: 1-برنامه ریزی دقیق 2-سازماندهی حساب شده 3-داشتن هدف
تصادف نقطه مقابل نظم است. کسانی که منکر نظم در جهان هستند معمولاً به تصادف اعتقاد دارند. تصادف گاه انکار علت فاعلی است گاه انکار علت غایی ( هدف ) است. ممکن نیست تمام شرایط و لوازمی که برای ظهور و ادامه حیات ضروری است بر حسب تصادف و اتفاق در زمان واحد بر روی سیارهای فراهم شود.
سوم: شخصاَ انسان شکاکی بوده و لا ادرکی ( نمیدانم ) بوده و هرگز خدا را انکار نمیکند.
خلاصه ایرادهای سوم:
1 برهان نظم دارای شرایط یک برهان تجربی نیست زیرا در مورد غیر جهان آزمایش نشده.
2 نظم جهان از یک علت درونی ( نظم ذاتی ماده است
3 از کجا معلوم نظام موجود یک نظام اکمل است.
4 ما چه میدانیم که خدا بارها جهان را ساخته تا آفرینش این است.
5 این برهان بر فرض اثبات کند وجود ناظم و خالق را نمیتواند اثبات کند صفات کمالین را.
6 حوادث تاگوار مثل طوفان و زلزله تضاد با نظم جهان دارد.
این برهان نظم به همین اندازه اثبات میکند که طبیعت ماورایی دارد;;. آن ماورا است حقیقت این است که کشف هوش و عقل از روی آثار و اعمال یک انسان نه از برهان تجربی است نه از طریق تمثیل منطقی بلکه نوعی برهان عقلی است.
احتمال نظم ذاتی که میوم گفته با اندازه نظم تصادفی است , نا معقول میباشد.
چند نکته در رابطه در رابطه با آفات و شرور.
1 بینش محدود و قضاوت نسبی ( مثل سیل میآید و ما فقط خود را میبینیم.)2- مصائب , سازنده روح انسان است.
3-هشدارها ( جهت پایان دادن به غرور و غفلت است ) 4-عاملی برای بازگشت. 5-فراز و نشیب به جهان روح میدهد.
6-بلاهای خود ساخته ( مثل ظلم انسان بر انسانهای دیگر
فطرت
1 در فطرت و سرشت انسان خداشناسی است.2- فطرت در انسان به منزله غریزه در حیوان میباشد.3- خداشناسی و خدا گرایی هر دو فطری است.
گرایشهای غیر اکتسابی یا غیر فطری:1-حقیقت جویی 2-تمایل به زیبایی 3-گرایش به فضادل انسانی و کارهای خیر 4-گرایش به کمال مطلق.
در انسان نوعی شناخت و معرفت بی واسطه وجود دارد که از طریق حواس بدست نیامده است. این قسم معرفت را معرفت حضوری و یا شهودی نامند در برابر معرفت حصولی.
• اسلام:
دین اسلام از آن جهت اسلام نامیده میشود که متضمن تسلیم محض در برابر حکم خدا و فرمان و ارده خداوند است.
هر علاقه فطری در عین فطری بودن احتیاج به توجه به تنبیه دارد. بود یا نبود مذکرات الهی اعیینی اموری که بشر را به خدا و خالق توجه دهد در افزایش و کاهش این علاقه مؤثر است.
• صفات خداوند.
1 ثبوتی ( صفات ذات (قدرت علم و هرگونه کمال ) , صفات فعل ( مثل عدالت ))
2 سلبی ( خدا مبرا است از هرگونه عیب و;; )
• صفات ذات: صفاتی است که فرد ذات به تنهایی و یا صرف نظر از مخلوق آنها را دارد
• صفات فعل:
به لحاظ واسطه و نسبتی که میان خداوند و مخلوق دارد برقرار است و هرگاه مخلوق دگرگون شود آن صفات هم نسبت به آن تغییر میکند مثل صفات رازقیت خداوند.
بنابراین قادر به فعل کسی است که:1-خواست و اراده داشته باشد. 2-دامنه قدرتش فعل و ؟ 3-فقط یکی از دو کفه مادی فعل و ترک را سنگین میکند.
1 هر قادری واجب الوجود ثابت شد که سلسله ممکنات به عله العلل میرسد.
• محال :
1 – ذاتی متضمن تضاد و تناقض است مثل 5 = 2 + 2 2– عادی
محال ذاتی متعلق به قدرت خداوند نیست و محال عادی قدرت خداوند بر آن تعلق می گیرد
علم: بر اساس دو برهان قیام ممکنات به واجب الوجود و برهان نظم، خداوند بر همه چیز عالم است.
علم خداوند: علم حضوری است نه حصولی
خداوند فاعل مختار است و خداوند علهالعلل است.
توحید: اعتقاد به یگانگی خدا توحید نامیده می شود.
شرک: تنها گناه غیر قابل آموزش شرک به خدا است.
• دلایل اثبات توحید
1-برهان وحدت و هماهنگی
2-برهان قانع: توارد دو علت که دو علت تامه باشند بر علول محال است.
3- برهان ترکیب: در صورت تعدد واجب الوجود باید هر کدام مقضی داشتند پس مرکب می شوند و این سازگار نیست.
4-برهان صرف الوجود: واجب الوجود خلق است و نا محدود از تمام جهات.
5- برهان هدایت و فیض تشریعی:خدا منبع فیض است و یا فیض تشریعی انسان را به کمال میرساند.
مراتب و درجات توحید:
1-توحید ذاتی
2- توحید صفاتی توحید نظری
3- توحید افعالی
4- توحید در عبادت توحید عملی
• توحید ذاتی: یعنی شناخت ذات حق به وحدت و بگانگی اولی است. توحید ذاتی دویی بردار و تعدد پذیر نیست.
• توحید صفاتی:
مرکب و شناسایی خداوند بعنوان ذاتی که با هر کدام از صفاتش متحد و عین هم است توحید ذاتی یعنی نفی ثانی شدن و نفی مثل و مانند داشتن و توحید صفاتی بمعنی نفی هر گونه کثرت و ترکیب از خود ذات است.
• توحید افعالی:
یعنی درک و شناخت اینکه جهان با همه نظام و علل معلولات و اسباب و مسببات فعل خدا و کار او ناشی از اراده اوست
• توحید در عبادت:
توحید عملی و از نوع بودن و شدن است. و رسیدن به کمال و یگانه شدن است. روشن ترین مراتب توحید عملی یا توحید در عبادت انجام مراسم تقدیس و تنزیه است و تنها خدا را مطاع و قبله روج جهت حرکت دایره آن قرار دادن و هر مطاع و جهت و قبله و ایده آل را طرد کردن.
متکلین اسلامی
1 عدلیه (شیعه و معتزله) 2-اشاعره
عدلیه می گویند:
عدل خود حقیقتی است در مقابل ظلم و پروردگار به حکم اینکه حکیم و عادل است کارهای خود را با معیار و مقیاس عدل انجام می دهد. برخی افعال در ذات خود عدل است. مانند پاداش نیکوکاران و برخی در ذات خود ظلم مانند کیفر دادن به نیکوکاران و خداوند خود را با معیار و مقیاس عدل انتخاب میکند اشاعره میگویند
عدل خود حقیقتی نیست که قبلاً آن را توصیف کرد و مقیاس و معیاری برای فعل پروردگار قرار داد و معتقدند که خداوند سرچشمه عدل است.
• معانی عدل:
1- موزون بودن. 2-رعایت تساوی و نفی هر گونه تبعیض. 3-رعایت حقوق افراد و دادن حق به حقدار 4- قرار دادن بر نهادن هر چیز بر جای خودش. 5- رعایت استحقاقها در افاضه وجود و امنتاع نکردن از افاضه و رحمت به آنچه امکان وجود یا کمال دارد.
شیعه و معتزله (در مقابل اشاعره) معتقدند که خداوند عادل است یعنی در قانونگذاری در حکم و قضاوت و در پاداش و کیفر دادن عدالت را رعایت می کند و در صورت مساوی بودن استحقاقها تساوی را رعایت می کند. خلاصه خدا عادل است.
• دلائل عدل خدا:
1 منشا ظلم یا جهل است یا عجز یا نیاز و هیچ کدام از اینها در خدای دانا و توانا و بی نیاز وجود ندارد.
2 ظلم به همه معانی و مصادیق آن به حکم و ادراک عقل قبیح است و محال است که خداوند کار قبیح انجام دهد.
3 آیا قرآن مجید، آیاتی که، عدالت همه جانبه خدای متعال را بیان کرده و حکم عقل را
تأئید میکند.4- روایات و کلمات معصومین.
• اساس اختلاف عدلیه و اشاعره: در مسئله عدل الهی حسن و قبح ذاتی افعال است.
• عدلیه:
می گویند بطور کلی کارها دارای حسن یا قبح است مثلاً راستی و امین بودن خوب، و دروغ و خیانت زشت است و نیز عدلیه می گویند عقل در ادراک حسن و قبح افعال استقلال دارد و به تنهایی و قبل از اینکه از شرع چیزی به او رسیده باشد، قادر به درک و تشخیص آره ست. از اینرو حسن و قبح ذاتی بنام حسن و قبح عقلی نیز خوانده می شود.
اما اشاعره:
حسن و قبح را اموری نسبی و تابع شرایط خاص محیط و زمان و تحت تاثیر یک سلسله عوامل از قبیل: تقلید و تعیین داشته و نیز عقل را در ادراک حسن و قبح تابع راهنمایی شرع می دانند و عقیده دارند هر کاری از خدا سر زند عین عدل است حتی اگر خدا پیامبر معصوم را به جهنم برد ظلم نیست.
فرق بین تفاوت و تبعیض:
تبعیض یعنی اینکه چند نفر استحقاقهای همسان دارند بین آنها فرق گذاشته شود و اینطور تبعیض در جهان نداریم. بلکه تفاوت در موجودات جهان است. اصولاً نظام جهان آفرینش بدون تفاوت امکان پذیر نیست و نه تبعیضها رمز بقا و حیات است و بشر با مرگ از منزلی موقت به منزلی دیگر که ابدی است منتقل می شود.
بلاها و مصیبتهای افراد چند قسمند:
1 بلاهایی که معلول عملکرد خود انسان ها است.
2 بلاهایی که معلول عملکرد پدر و مادر انسان است.
3- بلاهای که در اثر گناه و خلا پیش می آید آثار وضعی اعمال انسان است.
4- بلاهایی که خدای متعال برای بردن آثار گناه پیش می آورد.
5- بلاهایی که برای بیدار شدن مردم و غفلت زدایی پیش می آید.
6- بلاهایی که خدای متعال برای آزمایش و امتحان بزرگان پیش می آورد.
• شرور هم از نوع نیستی و عدمند.
• صفات اشیاء بر دو رقم است حقیقی یا نسبی
وقتی یک صفت برای چیزی در هر حال و یا قطع نظر از هر چیز دیگر ثابت باشد آن را صفت حقیقی می نامیم.
هرگاه صدق یک صفت بر چیزی منوط به در نظر گرفتن امر ثالث و مقایسه این با آن باشد در این صورت نسبی است.
خوبیها و بدیها از یکدیگر جدا نیستند. بسیاری از شرور مقدمه و مواد خیراتند.
• خداوند برای تربیت و پرورش جان انسانها دو برنامه تشریعی و تکوینی دارد.
برنامه تشریعی عبادت را فرض کرده است.
برنامه تکوینی مصایب را در سر راه بشر قرارداده است.
• بنابراین اشکال شرور به این تربیت پاسخ داده می شود ؟
1- شرور عدمی هستند و اعدم آفرییننده ندارد تا پرسیده شود چرا آفریده شده اند.
2- شرور امور نسبی هستند و چون نسبی و اعتباریند واقعی نیستند.
3- شرور و خیرات قابل تفکیک نسیتند.
• مجازات بر سه نوع است:
1 مجازات قراردادی ( تنبیه و عبرت
2 مجازاتی که گناه رابطه تکوینی و طبیعی دارد ( مکافات دنیوی
3 مجازاتی که تجسم خود جرم است و چیزی جدا از آن نیست ( عذاب اخروی ) وجود اختیار بدیهی و محسوس است و همه آن را حس می کنیم.
قایلین به جبر، به دو قانون (( علت و ومعلولیت )) یعنی: وجود این اصل که هیچ حادش بی علت امکان ندارد. اختیار به هیچ وجه منافاتی با دو دقانون مذور ندارد.
• شهبه: اعتقاد به اختیار و آزادی اراده، با توحیه منافات دارد و نوعی شرک است.
جواب: اینطور نیست، زیرا انسان هر چه دارد از خداست.
اشاعره معتقد است که هر حادثی است از زجانب خدست وقتی آتش می سوزاند واقعاً آتش نمی سوزاند بلکه اراده حق است وقتی شما به آتش نزدیک می شوید سوزاندن را خلق می کند. انسان هیچ دخالتی در حوادث ندارد. اشاعره را روی این نظر جبری می گویند.
• معتزله:
گروه دیگری از متکلمین اهل سنت هستند و قائل به تنویض شدهاند تنویض آن است که خدا هیچ گونه دخالتی در پدید آمدن اعمال ما ندارد. این عقیده خاصه مستلزم آن است که جهان پس از حدوث بی نیاز از خداست
امامیه قائل به امر بین الامرین هستند نه چر و نه تفریض
علت تامه مرکب از سه جزء است: 1- وجود مقتضی 2-وجود شرایط3-عدم موانع
غالب ماد بین طرفدار عقیده جبرند.
فلسفه نبوت
هدف از آفرینش همان تکامل انسانهاست.
• علل بعثت انبیاء:
1-نقض غرض محال است 2-لزوم بعثت پیامبران از جهت تعلیم 3-لزوم بعثت پیامبران از جهت تربیت 4-لزوم بعثت پیامبران از برای زندگی اجتماعی
• علت تمایل انسان به زندگی اجتماعی:
1-هر انسانی طبیعتاً مایل به تکامل است. 2-تکامل و ترقی اوبار زندگی دسته جمعی بهتر انجام می گیرد.
چه قانونی سعادت بشر را تضمین می کند:
1-بر طبق احتیاجات واقعی بشر واقعی تدوین شده باشد.2-در تنظیم و تدوین آن جنبه های روحانی و معنویت فراموش نشده باشد. 3-به طوری جامع و کامل باشد که بتوان دست استعمار کوتاه شود. 4-منابع و سعادت همه انسانها منظور شود.
منابع و مأخذ:
• تفسیر کشف الاسرار معروف به تفسیر خواجه عبدالله انصاری ابوالفضل رشیدالدین میبدی (قرن ششم هجری) به کوشش آقای دکتر علی اصغر حکمت استاد دانشگاه
• تفسیر جامع (تفسیر علی ابن ابراهیم قمی) به کوشش علامه آقای حاج سید ابراهیم بروجردی
• رساله سه اصل از صدر المتالهین معروف به ملاصدرا شیرازی به کوشش حسین نصر
• انسان روح است نه جسد تالیف دکتر رئوف عبید (قاهره) ترجمه دکتر کاظم خلخالی چاپ یازدهم.


دانلود مقاله رانت خواری :تفاوت رانت اقتصادی و سیاسی pdf دارای 28 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است
فایل ورد دانلود مقاله رانت خواری :تفاوت رانت اقتصادی و سیاسی pdf کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه و مراکز دولتی می باشد.
این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی دانلود مقاله رانت خواری :تفاوت رانت اقتصادی و سیاسی pdf ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن دانلود مقاله رانت خواری :تفاوت رانت اقتصادی و سیاسی pdf :
بحث در مورد رانت اقتصادی و سیاسی و تقدم آن دو نسبت به یکدیگر در شکل بندیهای مختلف مناسبات اقتصادی و سیاسی در کشورهای گوناگون، متفاوت میباشد. فصل مشترک این دو رانت در همه نظامها این است که فرد یا گروهی بدون توجه به قانون و با کمترین تلاش با استفاده از مناسباتی خاص توانسته است به یکی از ابزارهای سلطه بر دیگران ، قدرت یا ثروت، دست پیدا کند و این ابزار را وسیله ای برای تصاحب ابزار دیگر نموده است. به طور مثال در اکثر کشورهای غربی از جمله آمریکا بنگاههای عظیم بخش خصوصی و صاحبان ثروت، با استفاده از قدرت مالی در مبارزات انتخاباتی شرکت نموده و قدرت سیاسی را در اختیار میگیرند. اما بر عکس در کشورهای نفت خیز حوزه خلیج فارس صاحبان قدرت منابع ثروت را نیز در اختیار دارند این جمله نوعی القای بدبینی نسبت به مسئولان نظام ایجاد میکند ـ نمیتوان به طور کلی این قانون را تعمیم داد. در مباحث اقتصاد سیاسی، آزادی و اقتصاد، دو مقوله جدا ناپذیر هستند


دانلود مقاله بررسی حکمت و نقش نمادینگی عناصر اربعه در معماری (نمونه موردی آتشکده فیروزآباد) pdf دارای 7 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است
فایل ورد دانلود مقاله بررسی حکمت و نقش نمادینگی عناصر اربعه در معماری (نمونه موردی آتشکده فیروزآباد) pdf کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه و مراکز دولتی می باشد.
این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی دانلود مقاله بررسی حکمت و نقش نمادینگی عناصر اربعه در معماری (نمونه موردی آتشکده فیروزآباد) pdf ،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن دانلود مقاله بررسی حکمت و نقش نمادینگی عناصر اربعه در معماری (نمونه موردی آتشکده فیروزآباد) pdf :
چکیده
استفاده از عناصر چهاگانه طبیعت در آثار هنرمندان از نخستین کارها تا به امروز به چشم می خورد و هنرمندان مختلفی با رویکردهای گوناگون به استفاده از این عناصر پرداخته اند. بنابراین حضور و استفاده از عناصر آن را می توان به یک ویژگی عام برای بیشتر آثار هنری دانست. با توجه به اهمیت و نقش عناصر چهارگانه در فرهنگ ایرانی و ساختار آتشکده ها این مقاله سعی بر آن دارد تا این عناصر حیاتی و اسطوره ای را از نظر مفاهیم رمزی مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد. در این راستا ابتدا مسئله زیر بنایی که همان آفرینش است مورد توجه قرار میگیرد و در ادامه، به مفاهیم اساطیری و نمادین این عناصر در طول تاریخ بشریت و فرهنگ ایران پرداخته شده است. سپس تاثیرات این عناصر بر هنر و معماری این مرز و بوم بخصوص آتشکده ی فیروزآباد مورد بررسی اجمالی قرار گرفته است. روش گردآوری اطلاعات این پژوهش از طریق اسنادی و کتابخانه ای و بصورت تحلیل توصیفی-تاریخی می باشد. باشد که با تکیه بر این نگارش زمینه مطالعات کاملتر فراهم گردد.
واژههای کلیدی: عناصر اربعه، فرهنگ ایران، آتشکده فیروزآباد، معماری، اسطوره
-1 مقدمه
انسان از دیر باز با طبیعت ارتباط داشته و در بسیاری از اساطیر خود از عناصر طبیعت بهره جسته است. داستانهای آفرینش در جوامع باستانی سرشار از حضور عوامل و عناصر طبیعی هستند. در بسیاری از ادیان آسمانی عناصر طبیعی مقدس شمرده شده اند و این ارتباط تا حدی پیش رفته است که برخی درختان و چشمه ها مورد پرستش قرار میگرفتند . در فرهنگ فارسی »عنصر« به هر یک از چهار چیز، یعنی آب، آتش، خاک، باد (هوا) که در قدیم آنها را مایه پیدایش موجودات دیگر می دانستند (صدر یافشار .(6192 :1388 چهار عنصر را صوفیان به چهار نفس تشبیه کرده اندآتش: را نفس امّاره نام کرده اندباد. را نفس لواّمه، آب را نفس ملهمه، خاک را نفسمطمئنهّ (سجادی، ذیل عناصر) عناصر اربعه را به دو دسته تقسیم کرده اند: 1 عناصر خفیف 2 عناصر ثقیل. دو عنصر آتش و هوا (باد) را به سبب قرار گرفتن بالای دیگر عناصر، عناصر خفیف، و آب و خاک را به سبب حرکتشان به سوی پایین، عناصر ثقیل نامیده اند (جرجانی .(361 : 1969 ایرانیان آب، باد، خاک و آتش را به وجود آورندگان عالم و گردآورندگان نظام هستی می دانستند و همواره آنها را گرامی می داشتند. این عناصر چهارگانه در تفکر جهان باستان خدایانی شدند و به صورت نمادین جای استواری یافتند (اقوام پور .(35 :1388 پرستش آب و باد و خاک و آتش بسته به روحیات، خواسته و آرزوهای هر ملتی از زمانی بسیار دور رواج داشته و حتی به امروز نیز بسیاری از این عقیده ها وجود دارد. این باورها نیز مخصوص به تمدن یا قوم خاصی نیست . گاهی هر چهار عنصر و بعضا یک یا دو مورد از این عناصر را جز اولین مواد یا “ماتریا پریما” ذکر کرده اند.
مورخان یونانی ستایش عنصر آب را به ایرانیان نسبت داده اند، در تاریخ »هرودت« آمده است که ایرانیان طی مراسمی برای آب قربانی و فدیه می دادند (یاحقی .(29 :1375 ایرانیان برای پرستش این عناصر جایگاههایی در نظر میگرفتند از جمله آتشکده ها که با در نظر گرفتن و بهره گیری از این عناصر ساخته میشدند.

لیست کل یادداشت های این وبلاگ